در روزهایی که خیابانها صحنه آشوب بود، آتش فقط به اموال عمومی نرسید؛ مساجد، حسینیهها و قرآن به آتش کشیده شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، در شبهایی که شهر در هالهای از التهاب، دود و هیاهو فرو رفته بود، صدای آژیرها با زمزمه دعاهای نیمهتمام در هم آمیخت. خیابانها دیگر فقط مسیر عبور مردم نبودند؛ به صحنهای از تقابل ایمان و آشوب، عقلانیت و خشونت، نور و تاریکی تبدیل شده بودند. در میان این فضای ملتهب، آنچه بیش از همه دلها را به درد آورد، نه شکستن شیشهها و نه سوختن اموال عمومی، بلکه شعلههایی بود که به سمت مقدسات مردم نشانه رفت.
مساجد، همان پناهگاههای امن دلهای خسته، حسینیهها، محل اشک و عهد بستن با اهلبیت(ع)، امامزادگان، مأمن آرامش زائران و قرآن، کلام زنده خدا، هدف کینهای کور قرار گرفتند؛ کینهای که نه از اعتراض میآمد و نه از مطالبه، بلکه از نفرتی عمیق نسبت به هویت دینی این ملت ریشه میگرفت.
.
حجتالاسلام مهدوینژاد استاد حوزه و دانشگاه از روزهایی سخن میگوید که پردهها کنار رفت و چهره واقعی دشمن آشکار شد. روزهایی که به گفته او، اغتشاشگران و عناصر وابسته به جریانهای تروریستی، بیهیچ پردهپوشی، آتش را به جان مقدسات مردم انداختند و نشان دادند که هدفشان فقط ایجاد ناامنی نیست، بلکه نشانه رفتهاند به ریشههای اعتقادی جامعه.
او میگوید: در حوادث اخیر، دشمن باطن خود را آشکار کرد. دیگر جایی برای تردید باقی نماند. وقتی مسجد میسوزد، وقتی قرآن به آتش کشیده میشود، یعنی مشکل اصلی آنها با دین ماست، با باور ماست، با هویت ماست.
تصاویر آن روزها هنوز از ذهن مردم پاک نشده است؛ دیوارهای سیاهشده مسجدی که روزی محل اقامه نماز بود، صفحات سوخته قرآنی که تا دیروز در دست نوجوانی برای حفظ و تلاوت میدرخشید، و حسینیهای که به جای نوای روضه، بوی دود در آن پیچیده بود. اینها فقط خسارتهای فیزیکی نبودند؛ زخمهایی بودند بر روح یک ملت.
اما در دل همین تاریکی، روشنایی نیز متولد شد.مردمی که دیدند مقدساتشان هدف قرار گرفته، سکوت نکردند. پیرمردی که با عصا به مسجد آمد تا در بازسازی کمک کند، مادری که فرزندش را به جمعآوری کتابهای سوخته قرآن برد، جوانانی که شبانه دیوارهای سوخته را شستند و دوباره چراغ مسجد را روشن کردند؛ همه و همه پاسخی عملی به دشمن بودند.
پاسخی بدون شعار، بدون خشونت، اما با ایمان. حجتالاسلام مهدوینژاد معتقد است که این حوادث، اگرچه تلخ و دردناک بود، اما یک حقیقت بزرگ را برای همه آشکار کرد: این ملت، دینش را تنها در زبان و شعار خلاصه نکرده؛ دین در جان مردم ریشه دارد. وقتی به آن حمله میشود، همه به میدان میآیند.
او تأکید میکند که دشمنان گمان میکردند با آتش، میتوانند باورها را بسوزانند؛ غافل از آنکه ایمان، از جنس خاک و چوب و کاغذ نیست. ایمان در دلهاست و دلهای این مردم، سالهاست با قرآن، اهلبیت(ع) و مساجد پیوند خورده است.
حوادث اخیر، به گفته او، نقطه عطفی بود برای شناخت دقیقتر جنگی که علیه ملت ایران در جریان است؛ جنگی که فقط نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه جنگی فرهنگی، اعتقادی و هویتی است. جنگی برای جدا کردن مردم از ریشههایشان.
اما نتیجه، درست برعکس شد. مساجد پررونقتر شدند، جلسات قرآنی گستردهتر شد، هیئتها جان تازه گرفتند و نسل جوان، بیش از گذشته به هویت دینی خود افتخار کرد. دشمن خواست خاموش کند، اما آتش او، چراغهای بیشتری را روشن کرد.
امروز، وقتی حجتالاسلام مهدوینژاد از آن روزها سخن میگوید، لحنش آمیختهای از اندوه و امید است؛ اندوه برای حرمتشکنیها و امید به مردمی که نشان دادند ایمانشان قابل معامله نیست.
او میگوید: این ملت بارها در تاریخ ثابت کرده که اگر به مقدساتش تعرض شود، متحدتر میشود. ما در این حوادث دیدیم که چگونه از دل تهدید، فرصت ساخته شد. دشمنی که با دین این ملت مشکل دارد، هنوز مردم این سرزمین را نشناخته است؛ مردمی که قرآنشان را با جانشان حفظ میکنند، مسجدشان را با دلشان میسازند و ایمانشان را با هیچ آتشی عوض نمیکنند.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews
























































































