یک کارشناس رسانه با اشاره به ناکامی اپوزیسیون، بزک رسانهای پهلوی را عامل فریب بخشی از معترضان دانست.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، در سالهای اخیر، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، جنگ شناختی و عملیات روانی رسانههای معاند علیه جمهوری اسلامی نیز وارد مرحلهای پیچیدهتر شده است. اغتشاشات سال ۱۴۰۱ را میتوان نقطه تلاقی این فشارهای معیشتی، جنگ روایتها و تلاش سازمانیافته دشمن برای ایجاد بیثباتی داخلی دانست؛ رخدادی که اگرچه با شعارهای اجتماعی آغاز شد، اما در لایههای پنهان خود حامل پروژهای سیاسی برای تغییر ساختار نظام بود؛ پروژهای که در نهایت به دلیل فقدان رهبری، نبود انسجام و عدم همراهی اکثریت جامعه به شکست انجامید.
در این میان، تلاش جریانهای ضدانقلاب برای احیای چهرهای بزکشده از رژیم پهلوی و معرفی آن بهعنوان بدیل جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین محورهای جنگ رسانهای بود. بازخوانی واقعبینانه تاریخ پهلوی، بررسی چرایی ناکامی پروژه لیدرسازی از رضا پهلوی و تحلیل پیوند اغتشاشات داخلی با سناریوهای کلان منطقهای و بینالمللی، موضوع گفتوگوی خبرنگار تسنیم در قزوین با دکتر روحالله پوراسماعیلی، کارشناس رسانه و مسائل سیاسی است؛ گفتوگویی که تلاش دارد تصویری روشن از پشتپرده تحولات اخیر ارائه دهد.
تسنیم: با توجه به ایام دهه فجر و همچنین حوادث و اغتشاشات سالهای اخیر، بهنظر شما پیوند میان این دو مقطع تاریخی در چیست و چرا بازخوانی آن اهمیت دارد؟
دهه فجر فقط یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه یک نقطه عطف تاریخی است که اگر درست فهم و تبیین نشود، بهراحتی میتواند دچار تحریف شود. اتفاقاً اغتشاشات سال ۱۴۰۱ نشان داد که دشمنان جمهوری اسلامی بهدنبال قطع همین پیوند تاریخی هستند؛ پیوند میان گذشته واقعی ایرانِ پیش از انقلاب و وضعیتی که انقلاب اسلامی بهوجود آورد. در اغتشاشات ۱۴۰۱، شاهد یک شورش مقطعی و پراکنده در برخی نقاط کشور بودیم که هرچند با عناوینی همچون «زن، زندگی، آزادی» معرفی شد، اما از منظر علم سیاست و جامعهشناسی انقلاب، هیچکدام از مؤلفههای یک انقلاب واقعی را نداشت. مهمترین شاخصه غایب، نبود رهبری و لیدر بود. هیچ شخص یا جریان مشخصی که بتواند این اعتراضات را سازماندهی، هدایت و به یک پروژه سیاسی منسجم تبدیل کند، وجود نداشت.
تسنیم: در همین چارچوب، چرا پروژه معرفی رضا پهلوی بهعنوان رهبر اغتشاشات شکست خورد؟
شکست این پروژه کاملاً قابل پیشبینی بود. اولاً رضا پهلوی فاقد مقبولیت فراگیر در میان طیفهای مختلف اپوزیسیون است. حتی بسیاری از جریانهای ضدانقلاب نیز او را بهعنوان یک رهبر جدی قبول ندارند. ثانیاً مسئله فقط مقبولیت نیست؛ توانایی و شایستگی رهبری نیز مطرح است. اگر به نظریه «رهبری کاریزماتیک» ماکس وبر رجوع کنیم، رهبر باید واجد ویژگیهای فرهمندانهای باشد که بتواند عواطف، هیجانات و مطالبات اجتماعی را سازماندهی کند و به سمت هدف مشخصی سوق دهد. رضا پهلوی نه چنین کاریزمایی دارد و نه از نظر شخصیتی، سیاسی و فکری توان مدیریت یک گذار سیاسی را داراست. او بیش از آنکه یک رهبر باشد، یک مهره مصرفی در پروژههای آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
تسنیم: با وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی، چرا جامعه ایران مستعد براندازی نیست؟
این یک نکته بسیار مهم است. بله، ما مشکلات اقتصادی، فشار معیشتی، نارضایتی اجتماعی و ضعفهای مدیریتی داریم؛ این واقعیت انکارناپذیر است. اما وجود نارضایتی الزاماً به معنای آمادگی برای براندازی نیست. شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران بهگونهای نیست که یک بدیل سیاسی مشخص و مقبول بتواند جایگزین نظام جمهوری اسلامی شود. حتی اگر اعتراضاتی شکل بگیرد، این اعتراضات فاقد انسجام، رهبری و چشمانداز روشن است. بهویژه وقتی پای رضا پهلوی وسط میآید، جامعه ایرانی بهخوبی میداند که او نه نماینده آینده است و نه حتی توان مدیریت «فردای پس از جمهوری اسلامی» را دارد.
تسنیم: چرا با وجود این واقعیتها، نوستالژی پهلوی در میان برخی از جوانان دیده میشود؟
این پدیده بیش از آنکه ریشه در علاقه واقعی به پهلوی داشته باشد، ناشی از «فقدان امید به آینده» است. جوانی که امروز ۱۸ تا ۲۵ سال دارد، با مشکلات جدی در حوزه اشتغال، ازدواج، مسکن، تفریح و حتی هویت اجتماعی مواجه است. وقتی آینده برای او تیره و مبهم میشود، بهصورت طبیعی به گذشته پناه میبرد. رسانههای معاند نیز با بزککردن دوران پهلوی، یک «آرمانشهر جعلی» از آن دوران میسازند. بسیاری از این جوانان حتی پهلوی را بهعنوان آرمان واقعی قبول ندارند، بلکه از نام پهلوی صرفاً بهعنوان یک «تابلو اعتراضی» علیه وضع موجود استفاده میکنند.
تسنیم: نقش رسانههای معاند در این تصویرسازی چیست؟
نقش رسانههای معاند کاملاً محوری است. شبکههایی مانند منوتو، ایران اینترنشنال، رادیو فردا و دهها صفحه اینستاگرامی و کانال تلگرامی، سالهاست مشغول سفیدشویی پهلوی هستند. در حالیکه اگر فقط به منابع خود پهلوی مراجعه کنیم—از خاطرات اسدالله علم، فرح دیبا، محمدرضا پهلوی، ارتشبد فردوست و حتی معشوقههای دربار—بهوضوح میبینیم که فساد، وابستگی، سرکوب و خیانت ساختاری، ویژگی ذاتی آن رژیم بوده است. روزنامههای همان دوران نیز مملو از گزارشهای تورم، فقر، شکاف طبقاتی و نارضایتی عمومی است.
تسنیم: آیا صرف روشنگری تاریخی برای حل این مسئله کافی است؟
خیر، اصلاً کافی نیست. روشنگری تاریخی لازم است، اما شرط کافی نیست. جوانی که امروز تحت فشار شدید معیشتی است، با صرف شنیدن واقعیتهای تاریخی قانع نمیشود. همانطور که نمیتوان فرد گرسنه را با نصیحت سیر کرد. اگر وضعیت اقتصادی، اشتغال و امید اجتماعی اصلاح نشود، اثرگذاری جهاد تبیین بهشدت کاهش مییابد. تبیین باید همزمان با اقدام واقعی در حوزه معیشت و آیندهسازی همراه باشد.
تسنیم: در تحلیل شما، پرونده جفری اپستین چه نقشی در معادلات امروز دارد؟
پرونده اپستین یک رسوایی صرف اخلاقی نیست؛ یک زلزله سیاسی و امنیتی در ساختار قدرت غرب است. افشای اسناد مربوط به فساد جنسی، سوءاستفاده از کودکان و ارتباط گسترده نخبگان سیاسی، اقتصادی، هنری و حتی مذهبی غرب با این شبکه، مرز میان «حق و باطل» را شفافتر از همیشه کرده است. این پرونده نشان میدهد نظامی که مدعی حقوق بشر است، در عمق خود چه میزان فساد و انحطاط دارد. حتی امروز از این پرونده بهعنوان اهرم فشار علیه ترامپ برای سوقدادن او به درگیری با ایران استفاده میشود.
تسنیم: آیا درگیری نظامی محتمل است؟
ما در یک وضعیت پیچیده هزینه–فایده قرار داریم. آمریکا اگر حمله کند، هزینه سنگینی میدهد؛ اگر حمله نکند نیز در رقابت هژمونیک با چین متضرر میشود. ایران یکی از گلوگاههای اصلی تأمین انرژی چین است و بیثباتسازی ایران، بخشی از راهبرد مهار چین محسوب میشود. به همین دلیل، فشار بر ایران فقط ایدئولوژیک نیست، بلکه کاملاً ژئوپلیتیکی و اقتصادی است.
تسنیم: به سناریوهای امنیتی دشمن اشاره کردید؛ این سناریوها چه بودند؟
پس از جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی سه سناریوی اصلی را دنبال کرد: اول، ایجاد ناامنی مرزی در سیستانوبلوچستان، کردستان و آذربایجان؛ دوم، اغتشاش داخلی؛ و سوم، حمله نظامی مستقیم به زیرساختها. قرار بود پس از اشغال مراکز دولتی توسط آشوبگران، گروههای تروریستی از مرزها وارد شوند. اما هوشیاری مردم و نیروهای امنیتی این پروژه را ناکام گذاشت.
تسنیم: در نهایت، عامل بقای جمهوری اسلامی را در چه میدانید؟
دو عامل اصلی وجود دارد: نخست، ساختار منحصربهفرد نظام سیاسی ایران با محوریت ولایت فقیه که عمود خیمه نظام است؛ و دوم، مردم. دشمن دقیقاً به همین دلیل تمرکز حملات خود را بر جایگاه رهبری گذاشته است. تجربه دفاع مقدس نشان داد هر جا مردم و نظام در کنار هم بودند، شکست دشمن حتمی بود. امروز هم چارهای جز استقامت نداریم؛ تاریخ نشان داده هر نظامی که مردم پشت آن باشند، فروپاشیناپذیر است.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews




















































































































