کوه کلنگ؛ عادی‌سازی حمله به تأسیسات هسته‌ای چه پیامدی دارد؟
کوه کلنگ؛ عادی‌سازی حمله به تأسیسات هسته‌ای چه پیامدی دارد؟

اگر حمله به تأسیسات هسته‌ای به یک «باب» و رویه تبدیل شود، پیامدهای آن محدود به ایران نخواهد ماند؛ بلکه بیش از همه می‌تواند امنیت آمریکا و رژیم صهیونیستی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

خبرگزاری مهر، گروه سیاست – نفیسه عبدالهی: کوه کلنگ بار دیگر در مرکز تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران قرار گرفته است؛ تکرار تهدید به حمله را نمی‌توان صرفاً یک موضوع نظامی دانست.

محسن پاک‌آیین، سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان، تهدیدهای آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران را فاقد مبنای قانونی دانسته و تأکید کرده است که ایران به‌عنوان عضو NPT، بارها صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود را اعلام کرده است.از نگاه پاک‌آیین، یکی از دلایل تداوم این ادبیات تهدیدآمیز، سکوت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و بی‌عملی جامعه بین‌المللی در برابر تهدیدهای آمریکا است؛ وضعیتی که به گفته او، زمینه را برای تکرار تهدیدهای نظامی فراهم کرده است.

کوه کلنگ؛ عادی‌سازی حمله به تأسیسات هسته‌ای چه پیامدی دارد؟


در سوی دیگر، «رضا میرابیان» سفیر سابق ایران در کویت معتقد است اظهارات ترامپ ضابطه‌مند نیست و رئیس‌جمهور آمریکا بارها تهدیدهایی را مطرح کرده و سپس از مواضع خود عقب‌نشینی کرده است. از این منظر، میان «تهدید سیاسی» و «تصمیم قطعی برای عملیات نظامی» فاصله وجود دارد.

میرابیان با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران فارغ از نوع اظهارات مقامات آمریکایی، اقدامات امنیتی و بازدارنده خود را دنبال می‌کند، گفت: جمهوری اسلامی ایران چه زمانی که ترامپ تهدید کند و چه زمانی که تهدید نکند، اقدامات امنیتی، بازدارنده و پیشگیرانه خود را در رابطه با مناطق حساس کشور انجام می‌دهد و از قبل پیش‌بینی‌های لازم را صورت می‌دهد.

اقدامات آمریکا در اصفهان خنثی شد

وی ادامه داد: این‌طور نیست که آمریکایی‌ها تاکنون تلاش نکرده یا اقداماتی انجام نداده باشند؛ اقداماتی که از سوی آمریکا در اصفهان انجام شد، در همان مراحل اولیه خنثی شد. اقدامات بازدارنده و پیشگیرانه ایران موجب شد این تلاش‌ها به نتیجه نرسد و از این به بعد نیز این اقدامات خنثی خواهد شد.

کوه کلنگ؛ عادی‌سازی حمله به تأسیسات هسته‌ای چه پیامدی دارد؟

اما حتی اگر تهدید آمریکا را جدی و عملیاتی فرض کنیم، یک پرسش اساسی همچنان باقی است، آیا حمله به یک نقطه زیرزمینی می‌تواند به معنای نابودی توان هسته‌ای ایران باشد؟

پاسخ کارشناسان ایرانی به این پرسش منفی است. پاک‌آیین تأکید دارد حمله به یک منطقه نمی‌تواند ایران را از توانایی بهره‌مندی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای محروم کند. میرابیان نیز با اشاره به حملات پیشین به نطنز و فردو، معتقد است نباید درباره سرنوشت کل ظرفیت هسته‌ای ایران صرفاً بر اساس میزان آسیب واردشده به یک یا چند تأسیسات قضاوت کرد.

واقعیت راهبردی نیز آن است که «تأسیسات» تنها یک بخش از یک برنامه هسته‌ای هستند. دانش فنی، نیروی انسانی، زیرساخت صنعتی و توان بازسازی، مؤلفه‌هایی نیستند که با هدف قرار گرفتن یک نقطه جغرافیایی به‌سادگی از میان بروند.

از همین رو، تهدیدات نسبت به کوه کلنگ را باید همزمان در دو قاب دید؛ یک هدف احتمالی نظامی و یک ابزار فشار روانی. در این میان، خطر اصلی آن است که سکوت یا واکنش ناکافی نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه در برابر تهدید حمله به زیرساخت‌های حساس، به عادی شدن چنین ادبیاتی منجر شود. اگر قرار باشد تهدید نظامی جایگزین سازوکارهای حقوقی و دیپلماتیک شود، دامنه این رویه می‌تواند از پرونده ایران فراتر رود و به یک الگوی خطرناک در روابط بین‌الملل تبدیل شود.

در نهایت، مسئله فقط کوه کلنگ نیست؛ مسئله این است که آیا جهان اجازه خواهد داد تهدید به حمله علیه تأسیسات حساس کشورها به یک رویه عادی تبدیل شود یا خیر.

و از نگاه پاک‌آیین، اگر حمله به تأسیسات هسته‌ای باب شود، تبعات آن تنها متوجه ایران نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند در نهایت بیش از همه دامن آمریکا و رژیم صهیونیستی را بگیرد؛ کشورهایی که دارای تسلیحات هسته‌ای هستند و عادی شدن حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای می‌تواند امنیت و ثبات منطقه و نظام بین‌الملل را بیش از پیش در معرض آسیب قرار دهد.

تکرار تهدیدهای آمریکا درباره کوه کلنگ، در شرایطی که ترامپ بار دیگر از احتمال هدف قرار دادن این منطقه سخن گفته، نشان می‌دهد پرونده هسته‌ای ایران وارد مرحله‌ای شده که در آن تهدید نظامی بیش از گذشته جایگزین مسیرهای حقوقی و دیپلماتیک شده است.

در این میان، سکوت یا واکنش ناکافی نهادهای بین‌المللی در برابر تهدید حمله به تأسیسات حساس، می‌تواند به عادی‌سازی استفاده از زور در مناقشات بین‌المللی منجر شود. وقتی سازوکارهای بین‌المللی نتوانند میان اختلافات هسته‌ای و اقدام نظامی تفکیک ایجاد کنند، فضای بیشتری برای لفاظی‌های تهدیدآمیز و تبدیل فشار سیاسی به گزینه نظامی ایجاد خواهد شد.

با این حال، حتی از منظر نظامی نیز نباید میان «هدف قرار دادن یک تأسیسات» و «نابودی یک ظرفیت ملی» خلط کرد. کوه کلنگ، هر اندازه که از منظر استحکامات و موقعیت جغرافیایی برای طرف‌های درگیر اهمیت داشته باشد، تنها یک نقطه از مجموعه‌ای گسترده‌تر از ظرفیت‌های علمی، انسانی و فنی ایران است. از همین رو، تبدیل آن به نماد «پایان برنامه هسته‌ای ایران» بیش از آنکه یک تحلیل جامع باشد، می‌تواند بخشی از جنگ روانی پیرامون این پرونده تلقی شود.

مسئله مهم‌تر اما تبعات عادی شدن حمله به تأسیسات هسته‌ای است. اگر چنین رویه‌ای تثبیت شود، مرز میان مناقشه سیاسی و اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های حساس کشورها بیش از پیش از میان خواهد رفت و این روند می‌تواند امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را با مخاطرات جدی مواجه کند.

از این منظر، تهدید کوه کلنگ را نباید صرفاً در چارچوب یک هدف نظامی بررسی کرد؛ این تهدید آزمونی برای اعتبار نظام بین‌الملل نیز هست. اگر جامعه جهانی در برابر چنین تهدیدهایی منفعل بماند، ممکن است یک رویه خطرناک شکل بگیرد که در آن برخورد نظامی، پیش از راهکارهای حقوقی و دیپلماتیک، به ابزار حل اختلاف تبدیل شود.

و در نهایت، اگر حمله به تأسیسات هسته‌ای به یک «باب» و رویه تبدیل شود، پیامدهای آن محدود به ایران نخواهد ماند؛ بلکه بیش از همه می‌تواند امنیت آمریکا و رژیم صهیونیستی را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ چراکه آنها خود از دارندگان تسلیحات هسته‌ای هستند و عادی شدن حمله به تأسیسات و زیرساخت‌های هسته‌ای، در نهایت می‌تواند قواعد بازدارندگی و امنیتی موجود را علیه خودشان نیز به کار گیرد.

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]