وقتی یک پاسدار زن میان موشک‌ها ایستاد/ روایت زخم تازه از تجاوز صهیونیست‌ها
وقتی یک پاسدار زن میان موشک‌ها ایستاد/ روایت زخم تازه از تجاوز صهیونیست‌ها

روزهایی که جنگ ۱۲روزه آغاز شد، شهیده فاطمه صالحی بارها از شهادتش گفت؛ گویی دلش پیشاپیش جایی می‌رفت که اکنون نامش در قاب افتخار آن ثبت شده است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان قسم‌خورده‌ این کشور و ملت، از رژیم بعث عراق گرفته تا قدرت‌های جهانی، درصدد خاموش‌کردن شعله‌ استقلال ایران برآمدند. جنگ تحمیلی هشت‌ساله، نماد آشکار تجاوزی بود که نه‌تنها مرزهای ایران، بلکه ایمان مردم را نشانه گرفت اما پاسخ ملت ایران چیزی نبود جز ایستادگی، خودباوری و شهادت‌طلبی.

در خرمشهر، آبادان، سوسنگرد و ده‌ها شهر دیگر، مردان و زنانی برخاستند که با دست‌های خالی در برابر تانک‌های دشمن ایستادند و نشان دادند که مرزهای ایران با خون حفظ می‌شود، نه با سیم‌خاردار. اما دشمنان، وقتی از نبرد نظامی ناامید شدند، به میدان‌های تازه‌ای قدم گذاشتند؛ جنگ رسانه‌ای، تهاجم فرهنگی و فشار اقتصادی. تحریم‌ها، تهدیدها و تبلیغات، در طول سال‌ها تداوم یافت تا روح مقاومت را در مردم تضعیف کند، اما باز هم اشتباه کردند چون ایران، تنها نام یک کشور نیست، ایران، نام یک ایمان و سبک زندگی است.

ملتی که قرن‌ها آموخته چگونه از خاکستر خود برخیزد، هرگز تسلیم نمی‌شود. در هر دهه‌ای، در هر بحران و در هر حمله‌، ایران توانست دوباره بایستد، چون تکیه‌گاهش نه زر و نه زور، بلکه ایمان و غیرت مردمانش بود. امروز نیز، اگرچه شکل نبردها تغییر کرده، اما ماهیت تجاوز دشمن، همان است. آنان هنوز در اندیشه نفوذ در ذهن‌ها و قلب‌ها هستند، اما فراموش کرده‌اند که این ملت ریشه در عاشورا دارد.

در طول سال‌های سخت، ملت ایران به جهانیان آموخت که اقتدار، علاوه بر داشتن سلاح و تجهیزات، در ایمان و اراده مردمی است که برای خاک و هویتشان می‌ایستند و امروز نام ایران، نه‌فقط در جغرافیا، بلکه در وجدان تاریخ ثبت شده است؛ ملتی که هر بار مورد هجوم قرار گرفت، قوی‌تر از پیش برخاست و این داستان هنوز ادامه دارد. دشمن شاید بتواند زخم بزند، اما نمی‌تواند این ملت را از پا بیندازد زیرا ریشه‌ ایران در اعماق تاریخ است؛ ریشه‌ای که با خون شهدا، اشک مادران و ایمان مردم آبیاری شده است.

یکی از تجاوزات آشکاری که پس از دوران دفاع مقدس از سوی اسرائیل و آمریکا نمایان شد، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود که به شهادت رساندن تعداد زیادی از فرماندهان، پاسداران، سربازان و مردم عادی را به دنبال داشت. در این جنگ که بعدها نامش در کتاب‌های تاریخ خواهد آمد، رژیم صهیونیستی که از اقتدار ایران اسلامی به تنگ آمده بود، حملاتی کور و ناجوانمردانه را علیه پایگاه‌ها و مناطق نظامی و غیرنظامی آغاز کرد.

در روزهای پایانی جنگ با حمله به سپاه استان البرز لکه ننگ دیگری را در دفتر جنایات این رژیم‌های خون‌آشام ثبت کرد و بار دیگر خشم و انزجار ملت ایران و همه ملت‌های آزاده دنیا را برانگیخت. با هدف قرار دادن ساختمان سپاه البرز در جنگ ۱۲ روزه، پاسداران و سربازانی به شهادت رسیدند که در میان آن‌همه چهره غبارآلود از خون و خاک، نام کسی می‌درخشد که هم مدرس دانشگاه بود، هم فعال رسانه و فضای مجازی و هم یک پاسدار زن؛ شهیده فاطمه صالحی.

در همان ساعات اولیه حمله، خبر شهادت او در فضای مجازی پیچید و غم و اندوه فراوانی بر دل خانواده وی، همکاران و دانشجویانش نشست و گفت‌وگوها در مورد او آغاز شد؛ زنی که می‌توانست در آرامش دانشگاه و پشت میز تدریس بماند، راه دیگری را برگزید، راهی که پایانش روشن‌تر از هر سپیده بود و امروز خبرنگار تسنیم که یکی از دانشجویان استاد شهیده فاطمه صالحی بوده، گفت‌وگویی را با راحله صالحی، خواهر این شهیده ترتیب داده که با هم می‌خوانیم.

تسنیم: از خصوصیات اخلاقی و ویژگی‌های شخصیتی شهیده صالحی برای ما بگویید؟

فاطمه در خانواده‌ای مذهبی و انقلابی به دنیا آمد و در دامان مادری متدین پرورش یافت. از همان دوران کودکی، شجاع، حقیقت‌جو اما بسیار مهربان و اهل گذشت و فداکاری بود، به نوشتن و هنر علاقه خاصی داشت و تلاش می‌کرد با هنرمندی وقایع زندگی و محیط اطراف را به تصویر بکشد.

ولایتمداری مهم‌ترین ویژگی او بود و ایمان، تعهد و پشتکار در رأس همه اعتقادات او جای داشتند. علاقه فراوانی در انجام امور مربوط به شهدا، انقلاب اسلامی، مسائل روز و اجرایی کردن فرامین رهبر معظم انقلاب داشت و در این مسیر از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نمی‌کرد و هر چه در توان داشت در طبق اخلاص می‌گذاشت و در این راه گام برمی‌داشت.

علاقه‌مندی وی به روایتگری، تبیین و آگاه‌سازی اقشار مختلف مردم در زمینه مسائل روز و استفاده از تکنولوژی‌های نوین و آموزش آن به دیگران موجب ورودش به عرصه رسانه شد و در زمینه تولید محتوای مرتبط با جنگ نرم و انتشار آن در فضای مجازی و رسانه‌های مختلف دیداری و شنیداری فعالیت می‌کرد.

اخبار کرج , شهدای جنگ 12 روزه , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

تسنیم: در مورد شغل و حرفه‌ای که در آن مشغول به کار بود توضیح دهید؟

از جمله سمت‌های وی در عرصه‌های مختلف آموزشی و فرهنگی می‌توان به معاونت فضای مجازی سپاه ناحیه ساوجبلاغ، مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی، خبرنگار و فعال اجتماعی، سرمربی حلقه صالحین بسیج، خادمیار رضوی، معلم درس دفاعی در مدارس هشتگرد و … اشاره کرد.

تسنیم: شهیده صالحی را چگونه توصیف می‌کنید؟ کدام ویژگی‌های شخصیتی وی برای شما جذاب‌تر بود؟

سبک زندگی خواهرم واقعاً خاص و دلسوزی و مهربانی ویژه‌اش نسبت به همه زبانزد بود، تمامی فعالیت‌هایش را بر اساس رضای خدا و ولایتمداری انجام می‌داد، بسیار متشرع و اهل تحقیق و مطالعه و در انجام امور محوله با انگیزه بود و سعی می‌کرد وجدان را سرلوحه تمام امور خود قرار دهد، در عرصه اطلاع‌رسانی و تبیین واقعیت‌ها در فضای مجازی و حقیقی نیز همیشه و به‌صورت ویژه پیشرو بود.

بسیاری از دوستان و همکارانش اذعان می‌کنند که هر وقت شبهه جدیدی به‌خصوص در مورد جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی خون‌خوار مطرح می‌شد، به او مراجعه می‌کردند و از وی می‌خواستند تا موضوع را تحلیل و آن‌ها را آگاه کند. خواهرم بسیار اهل مطالعه بود و بالغ‌بر یک هزار جلد کتاب در زمینه‌های دینی، علمی، سیاسی، معنوی، مذهبی، فرهنگی و رسانه‌ای خریداری کرده بود.

او گاهی برخی از کتاب‌ها که از نظرش مهم‌تر بودند را چند بار مطالعه می‌کرد تا مطالب موجود در آن‌ها کامل در ذهنش جای گیرد. او معتقد بود اگر کسی در مورد موضوعی از من سؤال کند باید کامل در مورد آن بدانم تا بتوانم توضیح دهم. در این جنگ ۱۲ روزه که نام صهیونیست‌ها در تجاوز به کشور پررنگ و علنی مطرح بود، همه افراد خانواده از این جنایات ناراحت بودیم ولی احساس می‌کردیم که فاطمه خیلی بیشتر ناراحت است.

شدت عصبانیت او بسیار مشهود بود، گاهی فکر می‌کردیم واقعاً دیگر خونش به جوش آمده و تحمل دیدن و شنیدن این جنایات آشکار را ندارد. در این مواقع با جدیت و پشتکار در عرصه رسانه فعالیت می‌کرد چون معتقد بود مبارزه در میدان جنگ نرم دشوارتر از جنگ سخت است زیرا اگر مردم آگاه نباشند ممکن است میدان را خالی کنند.

او مدام تکرار می‌کرد که باید با تولید محتوا و انتشار در فضای مجازی، جنایت‌ها و قوانین دوگانه و غیرانسانی استکبار را به نمایش گذاشت و مردم را آگاه کرد تا فریب دشمن را نخورند و نظام و رهبری را تنها نگذارند. زمانی که خانم سحر امامی، گوینده خبر هنگام حمله به صداوسیما آن‌گونه شجاعانه ایستاد و برای دشمن رجزخوانی کرد، بسیار خوشحال بود و می‌گفت او نماد یک زن ایرانی و مسلمان است.

تسنیم: آیا در صحبت‌های خودش به شهادت اشاره می‌کرد؟

بله، جنگ ۱۲ روزه که شروع شد، هر بار در جمع خانواده حضور داشت، مدام تکرار می‌کرد که «من شهید میشم» و وقتی نگرانی ما را مشاهده می‌کرد ادامه می‌داد: «اگه آدم شهید نشه، می‌میره، حیفه آدم همینجوری از دنیا بره، آدم باید شهید بشه.» بعد از شهادتش متوجه شدیم در جمع همکارانش هم به این موضوع اشاره کرده و آرزوی شهادت داشته و گفته که «من اولین زن شهیده فضای مجازی و رسانه در استان البرز خواهم بود.»

به گفته دوستانش، چند روز قبل از شهادت برای آن‌ها بستنی خریده و مناسبت آن را نیز شهادت عنوان کرده بود. دو هفته قبل از شهادت در جمع کارکنان مرکز علمی کاربردی نیز بیان کرده بود که «من شهید میشم و به خانواده‌ام هم گفتم که منو در روستای اجدادی طالقان دفن کنن.» مواردی که از نظرش مهم بود را در دفاتری یادداشت می‌کرد. بعد از شهادت، یکی از آن دفترها را دیدم که در آن نوشته بود «عقل که عاشق شود، شهید می‌شوی.»

اخبار کرج , شهدای جنگ 12 روزه , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

تسنیم: با آغاز جنگ نوع و نحوه فعالیت‌های وی چه تغییراتی داشتند؟

روزهای اول که خبر شهادت سرداران و دانشمندان ایرانی همه را شوکه کرده و در غم عجیبی فرو برده و دشمن هم یکه‌تازی رسانه‌ای برای ایجاد ناامیدی در مردم را بیشتر کرده بود، تلاش شهیده صالحی هم در مسیر اطلاع‌رسانی صحیح و تقویت روحیه افراد جامعه و آگاه‌سازی آن‌ها در رابطه با به‌کارگیری فریب و نیرنگ‌ها در جنگ رسانه‌ای، بی‌وقفه و شبانه‌روزی شده بود.

تسنیم: از روز حادثه برای ما بگویید، چگونه مطلع شدید و چه اقدامی انجام دادید؟

روز حادثه من در محل کارم در دانشگاه بودم که چند بار با فاصله‌های کوتاه، صدای هواپیما شنیدیم، بعد از دقایقی متوجه شدیم که سپاه البرز مورد هدف حمله موشکی قرار گرفته است. بعد از حمله رژیم صهیونیستی از طریق تماس با منزل متوجه شدم خواهرم به کرج آمده است، نگران شدم، شماره همراهش را گرفتم اما جواب نمی‌داد. چند بار تماس گرفتم اما پاسخی دریافت نکردم …

به سمت میدان سپاه حرکت کردیم، مسیرهای منتهی به محل حادثه مسدود بودند و اجازه ورود به آن منطقه را نداشتیم، خیلی نگران بودیم ولی هیچ کاری از دستمان برنمی‌آمد. با یکی از امدادگر که در محل حاضر شده بود، ارتباطی برقرار کردیم و متوجه شدیم چند نفر خانم در میان مجروحان بوده و در ساعات اولیه به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند اما تعدادی آقا هنوز زیر آوار و نیروهای امدادی در حال جستجو و خارج کردن آن‌ها هستند.

با شنیدن این جملات کمی امیدوار شدیم و تمام بیمارستان‌هایی که مجروحان را به آن‌ها انتقال داده بودند را سر زدیم اما خبری از خواهرم نبود. سخت‌ترین انتظارها را در آن زمان تجربه کردیم، میان بی‌خبری و امید … حدود ساعت هفت غروب بود که تلفن همراهم زنگ خورد و خبردار شدیم که پیکر خواهرم پیدا شده است.

اخبار کرج , شهدای جنگ 12 روزه , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

تسنیم: شهادت شهیده صالحی چه درسی برای جوانان امروز داشت؟ 

او زندگی و حیات را دوست داشت اما شهادت در راه آرمان‌هایش را بیشتر و این بزرگ‌ترین درسی بود که می‌توان از نحوه زندگی کردن او گرفت. درس دیگری که می‌توان از او گرفت این بود که شهیده صالحی با ایمان و شجاعت در پی آگاهی و حقیقت بود و آن را با مطالعه و تحقیق به دست می‌آورد چون معتقد بود مطالعه بار علمی انسان را افزایش می‌دهد و این کار را با عشق انجام می‌داد.

تسنیم: شما به‌عنوان یکی از اعضای خانواده وی، شهادتش را چطور تفسیر می‌کنید؟ بیشتر غم‌انگیز می‌بینید یا مایه افتخار؟

حقیقت این است که این احساس ترکیبی از دو حس دلتنگی و افتخار است، شهادت عزیزان فراموش‌شدنی و سرد شدنی نیست، ما هنوز هم به یاد لبخندهایش، تلاش‌هایش و حرف‌هایش لبخند می‌زنیم، دلمان می‌لرزد و اشک از چشمانمان جاری می‌شود اما وقتی به آرزویش که شهادت بود و تلاش‌هایش برای رسیدن به آن فکر می‌کنیم وجودمان پر از افتخار می‌شود.

زیرا می‌دانیم او برای دفاع از این سرزمین و کوتاه کردن دست دشمنان ‌همه تلاشش را بکار گرفت و در پی نام و مقام نبود و هدفش آگاه‌سازی مردم و اطلاع‌رسانی ترفندهای جنگ رسانه‌ای دشمن بود و خالصانه کار می‌کرد و خداوند هم پاداش خلوصش را با شهادت به او داد.

غم از دست دادن عزیز هیچ‌گاه تمام نمی‌شود اما این غم با افتخار درآمیخته است. افتخار به اینکه او یکی از فرزندان همین آب‌وخاک بود که در راه آرمان‌های الهی و انسانی ایستاد و جانش را فدا کرد. شهادت او برای ما فقط یک پایان نبود، بلکه آغاز راهی شد برای ادامه دادن مسیرش با ایمان، صبر و سربلندی.

تسنیم: در جامعه‌ای که گاه با ناامیدی یا بی‌اعتمادی روبه‌روست، این‌گونه شهادت‌هایی چه تأثیری می‌توانند داشته باشند؟

در روزگاری که مردم از ناامیدی‌ها خسته شده‌اند، شهادت این عزیزان می‌تواند تلنگری باشد برای بیداری دل‌ها چراکه اتفاقات این‌چنینی، یادآور این است که در این دیار و سرزمین کسانی هستند که به خاطر ایمان، باور و آرمان‌های الهی از جان خود می‌گذرند و این به این معناست که هنوز روحیه عشق، ایثار و حقیقت زنده‌ است.

وقتی جامعه می‌بیند جوانی که می‌تواند به دنبال زندگی عادی و روزمره، شغل، رفاه خود و خانواده و … باشد، مسیری را انتخاب می‌کند و در آن مسیر مشتاقانه قدم برمی‌دارد، امیدوار می‌شود و درس می‌گیرد؛ درس عشق و ایثار و امید به زندگی و تلاش برای آینده و افتخارآفرینی ایران.

این شهادت‌ها چراغ راه مردم به‌خصوص جوانان در تاریکی‌ها هستند و نشان می‌دهند که هنوز می‌توان خوب زندگی کرد و در مقابل ظلم هم ایستاد، هنوز هم می‌شود هم زن بود و هم در جنگ نرم حضور فعال داشت و هنوز می‌توان متدین بود و در کنار فعالیت‌های روزمره در مسیر رساندن پیام حق و حقیقت به جامعه جان داد و این‌ها بزرگ‌ترین پیام‌ها برای جوانان و ایجاد امید و اعتماد به آینده در آن‌هاست.

گفت‌وگو: صدیقه صباغیان

انتهای پیام/

 
✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]