آیا میشود اقدامات خرابکارانه و مخل امنیت و آسایش مردم را به عنوان اعتراضات صنفی و مطالبات اقتصادی قلمداد کرد؟
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بجنورد، با اینکه شنبه ۱۳ دیماه مصادف با تعطیلات رسمی و ولادت حضرت علی علیهالسلام بود پس از لحظات پایانی جشن میدان اصلی بجنورد، تعداد اندکی از جوانان و حتی نوجوانان حوالی ساعت ۲۰ شب به صورت تدریجی در منطقهی پارکشهر تجمع کرده و در شکلی منفعلانه منتظر افزایش جمعیت بودند.
پس از آنکه به تعداد قابل قبولی رسیدند در حالیکه اغلب با لباس مشکی و ماسک حضور داشتند به صورت جمعی به سوی پلیس یورش برده و سپس به داخل کوچههای فرعی میگریختند.
این تمام فرانامهی( سناریو) به اصطلاح اعتراضی این جوانانی است که بیشباهت به چارشنبهسوریهای آخر سال نبود.حال ضروری است که ابعاد این مسألهی اجتماعی را بررسی کنیم.
مصرف مواد و سیگار در وسط اعتراض اقتصادی!
یکی از بارزترین کارهایی که به کرات در این تجمعها توسط برخی رهبران اغتش اش(لیدر) صورت میگیرد مصرف مواد و سیگارهای خاص در میانهی شلوغیها و در خیابانهای فرعی است.
معمولا رهبر گروه ، مواد مخدر و سیگارهای خاصی را به همراه دارد که در خلال کار، میان جوانان دیگر پخش کرده و حتی لوازم جانبی آن مانند فندک را نیز برای آنان فراهم میکند تا مبادا کسی در حالت عقلانی و هشیار دچار تردید شده و ازین آش وبهای به ظاهر معیشتی دست بردارد!
طبیعی است که اگر جوانان در حالت عادی باشند چنین خشونتهایی را بر نمیتابند و همچنین حس نوعدوستی آنان اجازهی انجام چنین اموری را به آنها نخواهد داد.
تجارب سالهای گذشته نیز نشان داد که اغلب این افراد در حالت عادی و انسانی نبودهاند.
هیجان یا خشم؟ اعتراضبه مثابهی تخلیهی روانی
معمولا افرادی که ااعتراض معیشتی دارند رئوس اصناف مختلف هستند و در سنین نسبتا میانسالی قرار دارند که زمان اعتراضشان نیز در اوایل روز خواهد بود که همراه با خشم یا ناراحتی حقیقی است.
اما آنچه به صورت شبانه در شهرها به ویژه بجنورد در حال رخ دادن است چیزی نزدیک به یک هیجان جوانانه بوده و قایم موشکبازی با پلیس است که در پس تاریکی شب و زمان استراحت و تفریح رخ میدهد و هیچ شباهتی به یک اعتراضاقتصادی صنفی ندارد.
این نکته بسیار قابل تأمل است و نشان میدهد مسئولان امر در تهیهی سرگرمیهای هیجانی برای جوانان کوتاهی کردهاند.
مردم عادی، مواد آتشزا ندارند!
یکی از مهمترین اتفاقات دیشب در بجنورد صدای انفجارهای بلند، پرتاپ نامشخص آتش به مقاصد نامعین است که بیانگر وجود رهبرانی آموزش دیده برای جهتدهی اعتراضات صنفی به سمت اغتشاشاتجنگی هستند. مردم عادی و به ویژه اصنافی که برای معیشت زندگی خود دچار مشکل شدهاند قطعا همراه خود گاز اشکآور و مواد محترقه ندارند؛ همچنین آجر به سوی منازل مسکونی پرتاب نمیکنند.
این تکنیکهای جنبشهای خیابانی مختص افرادی است که از قبل آموزش دیدهاند.
اعتراضحق است؛ حتی گاهی ضرورت. اما هر اعتراضی الزاماً معنادار، مؤثر یا پیشبرنده نیست. اعتراضات اخیر بجنورد، با تمام ریشههای واقعی و قابلدرکشان، بیش از آنکه حامل یک پیام روشن باشند، تصویری از سردرگمی است؛ صدایی که بلند است، اما ترجمهپذیر نیست.
لذا لازم است که متذکر شویم هیچ خبرگزاریای مخالف انتقاد و اع تر اض به حق نیست و بلکه خود خبرگزاریها اولین منبع انتقادی جامعه هستند اما ایجاد هزینه برای جامعه و بیتالمال کاری غیرعقلانی است که توسط دشمنان این مرز و بوم سازماندهی میشود.
ابهام در مخاطب اغتشاش
مسئله نه نبودِ اعتراض بلکه فقدان پیام شفاف، مطالبهی مشخص و زبان مشترک است.
تعداد محدودی اشخاص با لباسها و حرکات مشترک که شعارهایی بی ارتباط سر میدهند و به محض دیدن نیروهای نظامی پا به فرار میگذارند مشخص میکند که این افراد از بطن مردم جامعه نیستند و نمیدانند چه میخواهند و چه مطالبهای از چه کسی دارند.
درواقع مهمترین ضعف، فقدان مطالبهی مشخص است. اینکه چه چیزی خواسته میشود، از چه نهادی، در چه بازهی زمانی نامعلوم است. وقتی همهچیز خواسته میشود، در عمل هیچچیز مطالبه نمیشود.
این اعتراضات نه بهروشنی با حاکمیت سخن میگویند، نه توانستهاند افکار عمومیِ بیرون از بجنورد را درگیر کنند. در نتیجه، اعتراض در جغرافیای خود محبوس مانده وصرفا زمان و هزینهی استان را برای پیشرفت و حل مسائل از بین میبرد.
نکتهی مهم این است که نقد این تجمعها، بهمعنای ایستادن مقابل مردم یا انکار رنج آنها نیست. نقد از اینجا میآید که اگر اعت/راض قرار است تنها ابزار دیدهشدن شهرهایی مثل بجنورد باشد، باید بالغ، دقیق و قابل ترجمه باشد. اعت راضِ ضعیف و بیریشه، نهتنها چیزی را تغییر نمیدهد، بلکه میتواند به امنیت شهر لطمه بزند.
انتهای پیام/۳۱۱
- نویسنده: تسنیم tasnimnews























































































