از گریه شاه برای جنگنده‌ها تا تهدید رهبری به غرق ناو آمریکا
از گریه شاه برای جنگنده‌ها تا تهدید رهبری به غرق ناو آمریکا

بررسی مسیر استقلال ایران؛ از وابستگی مطلق نظامی در عصر پهلوی تا دکترین اقتدار و بازدارندگی انقلاب.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، هادی دادگر، فعال سیاسی آذربایجان‌شرقی در یادداشتی نوشت:

از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز، مسئله اصلی در سیاست ایران یک پرسش بنیادین بوده است: آیا ایران کشوری مستقل است یا تابع اراده قدرت‌های بزرگ؟ در ماجرای سقوط دولت محمد مصدق و بازگشت محمدرضا پهلوی، برای نخستین بار در تاریخ معاصر، دخالت مستقیم آمریکا در تعیین سرنوشت سیاسی ایران آشکار شد. آن رویداد تنها یک تغییر دولت نبود؛ نشانه‌ای بود از جایگاهی که ایران پهلوی در معادلات آمریکایی داشت: متحدی وابسته.

سال‌ها بعد، تصویب لایحه کاپیتولاسیون، که به مستشاران آمریکایی مصونیت قضایی می‌داد، این احساس وابستگی را عمیق‌تر کرد. اعتراض صریح امام خمینی به این قانون، نه صرفا مخالفت با یک مصوبه، بلکه اعتراض به زیر سؤال رفتن حاکمیت ملی بود. از نگاه منتقدان پهلوی، کشوری که در آن بیگانگان از قانون داخلی مصون باشند، استقلال واقعی ندارد.

در حوزه نظامی نیز، هرچند ارتش ایران به تجهیزات مدرن آمریکایی مجهز شد، اما این مدرنیزاسیون با وابستگی فنی و راهبردی همراه بود. روایت‌هایی که از بی‌اطلاعی شاه از برخی تصمیم‌های عملیاتی نقل می‌شود از جمله استفاده از ظرفیت‌های نظامی ایران در چارچوب سیاست‌های آمریکا «در جنگ ویتنام» در ذهن بخشی از جامعه به نمادی از همین وابستگی تبدیل شد؛ تصویری از پادشاهی که عنوان فرمانده کل قوا را داشت، اما در معادلات کلان علی رغم میل خودش تابع متحد بزرگ‌تر بود.

انقلاب ۱۳۵۷ با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقیقا در برابر همین تصویر شکل گرفت. پس از انقلاب، ساختار رابطه ایران و آمریکا از «اتحاد» به «تقابل» تغییر یافت. در این چارچوب، رهبر انقلاب اسلامی از بر اصل بازدارندگی تاکید کرده‌اند؛ اینکه امنیت نه از طریق تکیه بر قدرت خارجی، بلکه با اتکا به توان داخلی تأمین می‌شود. بیان این نکته که «ناو وسیله خطرناکی است، اما خطرناک‌تر از آن سلاحی است که آن را به اعماق دریا می‌فرستد» در همین چارچوب قابل فهم است: تاکید بر توان دفاعی بومی به‌عنوان پشتوانه استقلال سیاسی.

امروز اگر آمریکا در ادبیات سیاسی خود از «گزینه نظامی» سخن می‌گوید و در مقابل، جمهوری اسلامی از «ضربه متقابل»، این تقابل نشان‌دهنده تغییر جایگاه ایران در معادله قدرت است. از نگاه حامیان جمهوری اسلامی، تفاوت اساسی در این است که دیگر تصمیمی برای ایران بدون حضور و اراده رسمی حاکمیت ایران گرفته نمی‌شود؛ حتی اگر هزینه آن تحریم و فشار باشد.

در این روایت، مسیر طی‌شده از ۲۸ مرداد تا امروز، گذار از وابستگی به مقاومت است؛ از نظمی که در آن قدرت‌های خارجی نقش تعیین‌کننده داشتند، به نظمی که بر اصل «نه شرقی، نه غربی» تأکید می‌کند. قضاوت درباره هزینه‌ها و دستاوردهای هر دوره ممکن است محل بحث باشد، اما برای حامیان جمهوری اسلامی، معیار اصلی همان استقلالی است که انقلاب وعده داد و نظام کنونی مدعی پاسداری از آن است.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]