از آهنگری تا فرمانروایی ایران؛ روایت صعود تاریخی یعقوب لیث صفاری+فیلم
از آهنگری تا فرمانروایی ایران؛ روایت صعود تاریخی یعقوب لیث صفاری+فیلم

چگونه یعقوب لیث صفاری زبان فارسی را بازگرداند و استقلال ایران را احیا کرد؟

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زابل، تاریخ ایران پس از ورود اسلام پر شده از چهره‌هایی که در کشاکش قدرت‌ها و هویت‌های مختلف، نقش تاریخی خود را ایفا کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین و تاثیرگذارترین این شخصیت‌ها، یعقوب لیث صفاری است که فراتر از یک فرمانده نظامی، نماد تلاش برای استقلال و هویت ایرانی نیز شناخته می‌شود.

.

این شخصیت تاریخی که از دل سیستان برخاست، زندگی‌اش نمونه‌ای از ظهور یک رهبر توانمند از میان طبقات محروم جامعه بود؛ آهنگری ساده که به یکی از قدرتمندترین فرماندهان عصر خود تبدیل شد.

نام او بعدها بر یک سلسله ایرانی نشست که نقش مهمی در تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران ایفا کرد؛ سلسله‌ای که در دوره‌ای حساس از تاریخ، توانست استقلال نسبی و اقتدار نظامی را در برابر خلافت عباسی به نمایش بگذارد.

از کارگاه آهنگری تا سپاه مستقل

یعقوب لیث در ۲۵ اکتبر سال ۸۴۰ میلادی در روستای «قرنین» نزدیک شهر زرنج در سیستان به دنیا آمد. خانواده او از زندگی بسیار ساده‌ای برخوردار بود و او در جوانی شغل آهنگری(صائغ) داشت؛ همین حرفه در زبان عربی «صفار» خوانده می‌شد و بعداً لقب دودمانش شد.

زندگی یعقوب در ابتدا هیچ نشانی از آینده پرقدرت و سلطنتی نداشت؛ او با دستمزد کم و سختی‌های زندگی روزمره سر می‌کرد، اما توانایی‌های ذاتی‌اش در مدیریت و رهبری از همان اوان جوانی شروع به ظهور کرد.

ورود به سپاه و تشکیل ارتش مستقل و فتح سیستان

پس از مدتی، یعقوب به گروه‌های نظامی در سیستان پیوست که به نام عیّاران شناخته می‌شدند؛ گروه‌هایی شبه‌نظامی و مردمی که نقش مهمی در امنیت و نظم منطقه داشتند. او به سرعت در میان این گروه‌ها جایگاهی یافت و توانست مردان دلیر و متعهد را جذب کند، سپاهی مستقل تشکیل دهد و به زودی از سیستان فراتر رود.

اولین تجربه‌های نظامی یعقوب علیه گروه‌های مخالف داخلی و خوارج در سیستان موجب شد که او به سرعت توجه محافل سیاسی و نظامی منطقه را جلب کند.

در سال ۸۶۱ میلادی، یعقوب به کمک سپاهیان خود توانست کنترل سیستان را به دست آورد و رسماً اعلام کند که بر این ایالت حکمفرماست. این رویداد نقطه آغاز سلسله صفاریان بود؛ سلسله‌ای که به زودی از سیستان فراتر رفت و بخش‌های بسیار گسترده‌ای از فلات ایران را در اختیار گرفت. با در دست داشتن سیستان، یعقوب توانست منابع مالی و انسانی بیشتری جذب کند تا اهداف بزرگ‌تر خود را دنبال نماید.

فتح خراسان و خاور ایران و گسترش قلمرو تا افغانستان

یعقوب پس از تثبیت قدرت در سیستان، هدف حملات خود را به سمت خراسان و شرق ایران قرار داد و در آنجا به سرعت موفق شد حکومت‌های محلی را شکست دهد. او با استراتژی‌هایی حساب‌ شده، نخستین گام‌های نظامی‌اش را علیه مخالفان در خراسان برداشته و کنترل این استان مهم و پرجمعیت را به دست گرفت.

این اقدامات، یعقوب را در جایگاهی قرار داد که نه تنها در سیستان بلکه در بخش‌های مرکزی و شرقی ایران نیز قدرت قابل توجهی داشت.

پس از تسلط بر جنوب و شرق ایران، یعقوب منطقه افغانستان امروزی و بخش‌هایی از آسیای میانه را هدف نفوذ و گسترش خود قرار داد. او موفق شد مناطقی چون کابل، تخارستان و ماکران را به حوزه نفوذ خود بیاورد و قدرت نظامی خود را بیش از پیش افزایش دهد. تسلط بر این بخش‌ها نه تنها موجب افزایش منابع اقتصادی برای او شد، بلکه جایگاه بین‌المللی او را نیز در منطقه تثبیت کرد.

نبرد با خلافت عباسی و چالش‌های بزرگ

با افزایش قدرت یعقوب، تمایل او برای استقلال کامل سیاسی نیز قوت گرفت و به تدریج مرزهایش را تا نزدیک بغداد رساند. در سال ۸۷۶ میلادی، یعقوب نزدیک شد تا خود را به بغداد(پایتخت خلافت عباسی) برساند، اما در نبرد دیرالعقول با نیروهای عباسی روبه‌رو شد و متوقف شد.

این نبرد نماد تنش میان قدرت‌های محلی و خلافت عباسی بود؛ تنشی که نشان داد یعقوب نه تنها به دنبال گسترش نظامی بلکه به دنبال اقتدار سیاسی در سطح منطقه بود.

حکومت و ساختار سیاسی صفاریان

در دوران حکومت یعقوب، ساختار اداری و نظامی کشور سازمان یافت و او سعی کرد تا نظم مستحکمی را در قلمرو تحت فرمان خود برقرار کند. از جمله اقدامات او می‌توان به تقویت مسیرهای تجارتی، بهبود ساختار نظامی و افزایش درآمدهای مالیاتی اشاره کرد.

این اقدامات باعث شد که صفاریان بتوانند نه تنها از نظر نظامی بلکه از نظر سیاسی و اجتماعی نیز در منطقه جایگاهی مستحکم داشته باشند.

فرهنگ و هویت؛ احیای زبان فارسی

یکی از نمادین‌ترین وجوه حکومت یعقوب، احیای زبان فارسی در دستگاه اداری و فرهنگی بود. در دوره او، زبان فارسی پس از سال‌ها تسلط زبان عربی، مجدداً در دربار و مکاتبات رسمی کاربرد یافت؛ رویدادی که بسیاری آن را نقطه بازگشت هویت ادبی ایرانی می‌دانند. این اقدام فرهنگی باعث شد که ادبیات فارسی بار دیگر جایگاه چشمگیری در میان نخبگان و بزرگان جامعه داشته باشد.

یعقوب لیث صفاری در ۵ ژوئن سال ۸۷۹ میلادی در شهر گندی‌شاپور درگذشت؛ او هنوز در اوج قدرت سیاسی بود. پس از مرگش، برادرش عمرو بن لیث به فرمانروایی صفاریان رسید و تا چند دهه دیگر نیز قدرت آنان ادامه یافت، هرچند به تدریج نفوذشان کاهش یافت؛ اما میراث یعقوب به‌عنوان یکی از پیشگامان استقلال فرهنگی و سیاسی ایران پس از اسلام همچنان زنده است.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]