به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، زبان مادری، فراتر از یک ابزار ساده ارتباطی، نخستین و مأنوسترین نوایی است که از گهواره و دامان پرمهر مادر با روح آدمی عجین میشود. این زبان تنها محمل گفتار و بیان اندیشه نیست، بلکه پاسدار عواطف، خاطرات، اسطورهها و جهانبینی نیاکان ماست. هر واژه از این زبان، گنجینهای سترگ از تاریخ و فرهنگ یک قوم را در سینه حبس کرده است. روز جهانی زبان مادری، فرصتی مغتنم برای تأمل در این میراث عظیم انسانی و گرامیداشت تنوع زبانی در پهنه گیتی است؛ تنوعی که همچون رنگینکمانی چشمنواز، زیبایی و غنای فرهنگ بشری را به تصویر میکشد. با این حال، امروز یادآور این حقیقت تلخ نیز هست که بسیاری از زبانها در معرض خطر انقراض قرار دارند و با مرگ هر زبان، بخشی از میراث ناملموس بشریت برای همیشه به خاموشی میگراید.
ریشههای عصبشناختی و روانشناختی هویت در زبان مادری
مطالعات متعدد علمی و دانشگاهی گواه آن است که زبان مادری نقشی بنیادین و بیبدیل در شکلگیری هویت فردی و جمعی انسانها ایفا میکند. از منظر عصبشناختی این زبان زیرساخت اصلی شکلگیری تفکر است. حسن عشایری، عصبشناس برجسته ایرانی، بر این باور است که مغز انسان ابتدا جهان پیرامون را از دریچه حواس کشف میکند و سپس با یادگیری زبان، زایشی نو در مغز رخ میدهد که رفتهرفته به انسان هویت میبخشد. واژههای زبان مادری در سیستم هیجانی و آن بخش از قشر مخ که با عواطف در ارتباط است، حک میشوند و اینگونه زبان مادری به شالوده حیات روانی انسان بدل میشود.
هیجانات و عواطف بخش لاینفک هویت انسانیاند و جالب آن که بیان بسیاری از آنها جز از طریق زبان مادری ممکن نیست. درد، رنج، سرخوشی و شادمانی، اصیلترین معنای خود را در قالب زبان مادری مییابند. در روانکاوی مدرن این واقعیت به اثبات رسیده است که مراجعان در لحظات اوج هیجان به زبان مادری خود پناه میبرند؛ چرا که عواطف در بستر این زبان، سریعتر و بیواسطهتر تنظیم و ابراز میشوند.
علاوه بر این زبان مادری حامل فرهنگ، تاریخ و جهانبینی مختص به یک قوم است. به عنوان نمونه، درک عمیق یک ترکزبان از منظومه «حیدربابایه سلام» استاد شهریار یا اشعار رنگارنگ «کریمی مراغهای»، برای دیگران به همان شکل مقدور نیست. هویت عاطفی نهفته در کالبد اشعار بومی را زبردستترین مترجمان نیز نمیتوانند به کمال منتقل کنند، زیرا این استعارهها و بیانها، ریشه در لایههای هزارتوی هویت جمعی دارند.
استیلای زبانی و خطر مسخ هویتی
جنوا اسپیترمن، استاد زبانشناسی دانشگاه میشیگان در تبیین این جایگاه میگوید: زبان مادری نخستین نوایی است که نوزاد هنگام تغذیه از مادر میشنود. این زبان معمار هویت ما و پل انتقال فرهنگمان به آینده است. به عبارتی انسانها هویت اجتماعی و روانشناختی خود را از طریق زبان مادری به دست آورده و پیوند خود را با ریشههای خانوادگی و فرهنگی مستحکم میکنند.
در شرایط سلطه و استعمار فرهنگی، همواره زبان گروه مسلط در جایگاه فرادست قرار گرفته و سایر زبانها به حاشیه رانده میشوند، وضعیتی که به شکافهای عمیق هویتی میانجامد. اسپیترمن با لحنی هشدارآمیز تأکید میکند: اگر آموزش و ترویج یک زبان را ممنوع کنید، در نهایت آن زبان را به ورطه نابودی کشاندهاید و با حذف آن فرهنگ آن گروه زبانی نیز مضمحل میشود. مردمان آن گروه شاید به لحاظ فیزیکی زنده بمانند، اما دیگر خودشان نیستند، بلکه به دیگرانی بدل شدهاند که به زبان و فرهنگی بیگانه تعلق دارند.
همچنین پژوهشهای علمی مؤید آن است که محرومیت از آموزش زبان مادری میتواند به بروز اختلالات روانی و افت تحصیلی بینجامد. در نقطه مقابل کودکانی که زبان اول خود را به خوبی فرا میگیرند، در پردازش اطلاعات هیجانی، درک مفاهیم و بروز خلاقیت، برتری محسوسی نسبت به سایرین دارند.
اصل ۱۵ قانون اساسی؛ سندی مترقی اما معطلمانده
در نظام جمهوری اسلامی ایران، «اصل ۱۵ قانون اساسی» عالیترین و مهمترین سند حقوقی در مواجهه با مسئله زبانهای محلی است. این اصل مترقی واجد دو وجه مشخص و هوشمندانه است:
نخست زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران را «فارسی» معرفی کرده و استفاده از آن را در اسناد رسمی و کتب درسی الزامی میداند.
دوم استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و «تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی» را کاملاً آزاد و قانونی میشمارد.
با این وجود بهرغم تصریح صریح قانون اساسی بر آزادی تدریس ادبیات زبانهای محلی، این بند از قانون هرگز جامه عمل نپوشیده است. وزارت آموزش و پرورش تا به امروز برنامهای مدون و ساختاریافته برای آموزش زبانهای کردی، ترکی، بلوچی، عربی، ترکمنی، گیلکی و سایر زبانهای اصیل رایج در کشور ارائه نکرده و کتاب درسی مشخصی در این حوزه به چاپ نرسانده است.
چالشهای اجرایی و دغدغههای کارشناسی
البته کارشناسان آموزشی معتقدند اجرای طرح آموزش زبان مادری در پهنه جغرافیایی ایران با موانع و چالشهای اجرایی متعددی روبهروست. وجود بیش از ۶۰ زبان و گویش متنوع در کشور، این پرسش را مطرح میکند که در صورت تدریس یک زبان خاص در مدارس هر منطقه، تکلیف دانشآموزان اقلیت متعلق به سایر گروههای زبانی در آن مدرسه چه خواهد شد؟
افزون بر این مدیران آموزش و پرورش عواملی نظیر فقر منابع زبانی متناسب (فقدان محتوای آموزشی استاندارد و معلمان آموزش دیده) را از موانع اصلی برمیشمارند. راهاندازی چنین سیستمی نیازمند تألیف کتب تخصصی، تربیت اساتید مسلط و ایجاد ساختارهای آکادمیک است که بودجه و زمان هنگفتی را میطلبد.
از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که برخی نخبگان سیاسی و فرهنگی، نگران تضعیف یکپارچگی ملی در پی آموزش زبانهای مادری هستند و معتقدند این امر ممکن است در بلندمدت به تقویت گرایشهای گریز از مرکز دامن بزند.
تنوع زبانی سرمایه انسجام ملی
با وجود تمام چالشهای مطروحه، حقیقت آن است که زبان مادری صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه هستیبخش هویت و پاسدار میراث ناملموس بشری است. نادیده گرفتن این حق طبیعی در نظام آموزشی، تبعات جبرانناپذیری بر سلامت روان، رشد شناختی و تعلق خاطر هویتی میلیونها شهروند ایرانی بر جای خواهد گذاشت.
جای تأسف است که سالهاست آموزش زبانهای مادری در نظام رسمی تعلیم و تربیت ما غایب است. این شکاف عمیق میان نص قانون و اجرای آن، نه تنها خلاف روح قانون اساسی است، که با دستاوردهای علمی و تجربیات موفق جهانی نیز همخوانی ندارد.
در نهایت باید تأکید کرد که آموزش زبان مادری اقوام در کنار تثبیت و تقویت زبان فارسی (به عنوان زبان معیار و نماد یکپارچگی ایران)، نه تنها تهدیدی برای وحدت ملی بهشمار نمیرود، بلکه سرمایهای بیبدیل برای تعمیق انسجام و همدلی میان اقوام ایرانی است. همانگونه که تجربه جوامع توسعه یافته نشان میدهد، به رسمیت شناختن تنوع زبانی، مؤلفهای قدرتمند در جهت غنای فرهنگی و همبستگی ملی یک کشور محسوب میشود.
فرزانه میری اصل

انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews










































































































