راهبرد اصلی دشمن در فتنه اخیر، نه اصلاح امور، بلکه تولید «خون» برای تغذیه ماشین پروپاگاندای غرب بود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز ، دکتر زکریا محمودی رجا استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید چمران اهواز و معاون بسیج اساتید خوزستان در یادداشتی به واکاوی فتنه اخیر پرداخته است.
پرچم ملی ایران، فراتر از یک نماد، «بیتالغزل» هویت تمدنی ماست که در هر گره و رنگ آن، داستانی از رشادت و ایستادگی نهفته است. پژوهشهای راهبردی بهدرستی تبیین کردهاند که این درفش، نقطه تلاقی «ایرانگرایی اصیل» و «باورهای عمیق دینی» است؛ پیوندی که در طول قرون، ایران را از گزند حوادث مصون داشته است.
اما وقتی در صحن دانشگاه، این میثاق مقدس به آتش کشیده میشود، سخن از یک اعتراض ساده نیست؛ بلکه هدف، فروپاشی ستونهای روانی یک ملت است. آتش زدن پرچم، چراغ سبزی به دشمنان برای دریدن تمامیت ارضی ایران و نشانهای از آغاز فاز عملیاتی «تضعیف ایران قوی» است.
این اقدام هنجارشکنانه، در واقع بخشی از یک سناریوی بزرگتر برای بیاعتبار کردن نمادهایی است که مایه انسجام ملی هستند. نخبگان باید بدانند که دشمن پیش از شلیک گلوله، «غیرت ملی» را هدف میگیرد.
وقتی حرمت پرچم شکسته شود، راه برای تعرض به سایر مقدسات و مرزهای جغرافیایی هموار میگردد. از این رو، صیانت از قداست پرچم، نه یک وظیفه تشریفاتی، بلکه نخستین سنگر دفاعی در برابر پروژههای تجزیهطلبانه است که با هدف بیهویت کردن نسل جوان در دانشگاههای تراز اول دنبال میشود.
کسانی که آگاهانه یا از سر غفلت در این مسیر گام برمیدارند، باید پاسخگوی خون هزاران شهیدی باشند که زیر همین پرچم برای وجب به وجب این خاک جان دادند. دانشگاه که باید کانون تولید اقتدار ملی باشد، نباید اجازه دهد عدهای معدود، با رفتارهای نابهنجار، ساحت علم را به جولانگاه دشمنان قسمخورده ایران بدل کنند. بیداری در برابر این هجمه به نمادهای ملی، نخستین گام در مسیر مسئولیتپذیری تاریخی نخبگان و اساتید است تا اجازه ندهند شناسنامه یک ملت در آتش کینه مزدوران خاکستر شود.
استراتژی «کشتهسازی»؛ از پروپاگاندای جهانی تا فتنه ۱۷ و ۱۸ دیماه
تحولات اخیر، بهویژه در روزهای ۱۷ و ۱۸ دیماه، پرده از رخدادهای هولناکی برداشت که نشاندهنده یک جنگ ترکیبی تمامعیار است.
راهبرد اصلی دشمن در این مقطع، نه اصلاح امور، بلکه تولید «خون» برای تغذیه ماشین پروپاگاندای غرب بود. پروژه «کشتهسازی» با هدف ایجاد بنبست مشروعیت برای نظام، به شکلی سازمانیافته کلید خورد.
ادعاهای مضحک و ارقام نجومی از کشتهشدن ۱۰ هزار، ۳۰ هزار و حتی ۸۰ هزار نفر، که بلافاصله توسط مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی در توییتر و رسانههای جهانی پمپاژ شد،
هدفی جز منزوی کردن ایران و القای بحران مقبولیت نداشت. این ارقام خیالی، سوختِ لازم برای تحریمهای جدید و تحت فشار گذاشتن سازمانهای بینالمللی علیه ایران را فراهم کرد.
واقعیت این است که طراحی این آشوبها برای ساعات پس از ۱۰ شب، خود گویای یک استراتژی امنیتی-تروریستی است. در حالی که اعتراض مسالمتآمیز در روز روشن و ساعتهای اداری معنا مییابد، فراخوان برای تجمع در تاریکی شب، هدفی جز پنهان ماندن هویت عوامل سازمانیافته، هجوم به مراکز نظامی، امنیتی، مساجد و آتش زدن قرآن نداشت.
این تاکتیک، عامدانه به دنبال افزایش تلفات انسانی بود تا با فدا کردن جان مردم عادی، تصویری «خودکش» از ایران در ذهن جهانیان ترسیم کنند.
اینها نه توهم، بلکه واقعیتهای عینی میدانی است که با پیامهای مستقیم سران استکبار در حمایت از آشوبطلبان، قطعات پازل تضعیف ایران را تکمیل کرد.
دشمن با استفاده ابزاری از عواطف عمومی، حتی از حوادث طبیعی و تلخ نیز نمیگذرد. بهرهبرداری تبلیغاتی از فوت یک دانشجو در کلاس درس دانشگاه علم و صنعت، نمونهای بارز از این فرومایگی رسانهای است.
تبدیل یک عارضه پزشکی به جرقهای برای آشوب، نشان میدهد که دشمن در کمین هر فرصتی است تا محیط دانشگاه را ملتهب سازد. هوشیاری نهادهای اطلاعاتی و انتظامی در شناسایی این هستههای سازمانیافته که از اتاق جنگهای خارج از مرز هدایت میشوند، ضرورتی است که نباید زیر سایه شعارهای فریبنده پنهان بماند.
مسئولیت نخبگان و ضرورت اقتدار؛ دوگانه «مدارا» و «برخورد قاطع»
در مواجهه با این فتنه پیچیده، نهادهای حکمرانی بهویژه قوه قضائیه و دستگاههای امنیتی، با چالشی راهبردی روبرو هستند. از یک سو، «مدارا» به عنوان یک اصل دینی و عقلانی برای جذب حداکثری و تفکیک میان معترضِ غافل و معاندِ آگاه، ضرورتی انکارناپذیر است.
اما از سوی دیگر، کسانی که عامدانه و در راستای پروژههای بیگانه، تیشه به ریشه امنیت و اقتدار ملی میزنند، نباید از چتر مدارا بهرهمند شوند. برخورد قاطع با آشوبطلبانی که امنیت مراکز علمی را هدف گرفتهاند، خواسته عمومی ملت برای حفظ ثبات و آرامش کشور است.
نگاهی به استانداردهای جهانی، بهویژه در کشورهای مدعی دموکراسی، ضرورت این اقتدار را بیش از پیش روشن میکند. در مهد به اصطلاح علمی جهان و کعبه آمال برخی به اصطلاح غرب زده( آمریکا) و دیگر کشورهای اروپایی، کوچکترین تعرض به نظم دانشگاهی و نمادهای ملی با سختترین برخوردهای پلیسی و قضایی روبرو میشود.
همچنین تجربه کشور ترکیه در برخورد کامل و قاطع با سران کودتاگر، نشان داد که اقتدار امنیتی نه تنها مایه سستی نیست، بلکه عامل اصلی ارتقای امنیت و ثبات ملی در درازمدت است.
ایران قوی، نیازمند بازوانی مقتدر است که اجازه ندهند عدهای مزدور، دانشگاه را که قلب تپنده دانش است، به ویرانه تبدیل کنند.
در این میان، رسالت اساتید و مسئولین دانشگاهی بسیار سنگین است. آنها نباید در برابر دوقطبیسازیهای کاذب و التهابات روانی که آگاهانه در محیط دانشگاه تزریق میشود، سکوت کنند.
تبیین «واقعیتِ کشتهسازی» و افشای پشتپرده فراخوانهای شبانه، وظیفه جهاد تبیین نخبگان است. دانشگاهیان دغدغهمند باید با هوشیاری، مانع از سوءاستفاده دشمن از احساسات دانشجویان شوند.
ما در برههای هستیم که هرگونه تسامح در برابر عوامل نفوذ، هزینهای سنگین بر دوش تمامیت ارضی و آینده فرزندان این مرز و بوم خواهد گذاشت. اقتدار در کنار بصیرت، تنها راه عبور از این پیچ تاریخی و تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت بلامنازع است.
انتهای پیام
- نویسنده: تسنیم tasnimnews






























































































































