به گزارش خبرگزاری تسنیم ، وقتی از جنگ هشتساله ایران و عراق حرف میزنیم، ذهن بیشتر ما به سمت خط مقدم میرود؛ به سنگرها، عملیاتها و فرماندهانی که در میدان نبرد تصمیم میگرفتند. روایتهای رسمی جنگ هم معمولاً همین مسیر را دنبال کردهاند. اما اگر تصویر کاملتری از آن سالها ببینیم، متوجه میشویم جنگ فقط در خط مقدم جریان نداشت. در شهرها، در کوچهها و در دل خانهها هم جبههای دیگر شکل گرفته بود؛ جبههای که ستون اصلی آن زنان بودند.
زنان در سالهای جنگ تماشاگر نبودند. آنها در دل جامعه نقشی را برعهده گرفتند که شاید کمتر دیده شد اما بدون آن، ادامه زندگی ممکن نبود. وقتی بسیاری از مردان در جبهه بودند، این زنان بودند که خانهها را اداره کردند، خانوادهها را سرپا نگه داشتند و اجازه ندادند زندگی روزمره از هم بپاشد. همین حضور باعث شد معنای «مشارکت اجتماعی» در آن سالها شکل تازهای پیدا کند.در ماههای اول جنگ، بسیاری از این فعالیتها خودجوش بود.
مساجد و مدارس تبدیل به محل جمع شدن زنان شده بود. آنها برای رزمندگان غذا آماده میکردند، لباس میدوختند و بستههای پشتیبانی تهیه میکردند. شاید در نگاه اول این کارها ادامه همان نقشهای خانهداری به نظر میرسید، اما در واقع به شبکهای گسترده از پشتیبانی اجتماعی تبدیل شد که بخشی از بار جنگ را از دوش جامعه برداشت.کمکم این فعالیتها شکل سازمانیافتهتری گرفت. زنان در جمعآوری کمکهای مردمی، رسیدگی به خانوادههای رزمندگان و حفظ آرامش اجتماعی نقش مهمی پیدا کردند. در واقع آنها به حلقهای میان جبهه و جامعه تبدیل شدند.
اگر جامعه در پشت جبهه دچار آشفتگی میشد، فشار جنگ چند برابر میگشت. اما مدیریت زنان در خانه و محلهها کمک کرد نوعی ثبات اجتماعی شکل بگیرد.از همین جا میتوان به مفهوم مهمی رسید؛ تابآوری اجتماعی، تابآوری یعنی توان یک جامعه برای ادامه دادن زندگی در شرایط سخت. جنگ آزمون بزرگی برای این توان بود، و زنان در این آزمون نقش تعیینکننده داشتند. آنها با نگرانیها، کمبودها و خبرهای تلخ کنار آمدند، اما تلاش کردند امید و انسجام خانواده را حفظ کنند.
بسیاری از خانوادهها سالها با دوری عزیزانشان زندگی کردند، اما از هم نپاشیدند.در کنار این، جنگ نگاه جامعه به نقش زنان را هم تغییر داد. پیش از آن، نقش زنان بیشتر در محدوده خانه دیده میشد. اما تجربه آن سالها نشان داد که زنان میتوانند در عرصههای اجتماعی هم نقش جدی داشته باشند؛ از امدادگری و پرستاری گرفته تا سازماندهی کمکهای مردمی و روایت تجربههای جنگ.سالها از آن روزها گذشته، اما یک واقعیت همچنان پابرجاست: جامعه در زمان بحران بیش از هر چیز به «انسجام» نیاز دارد.
وقتی ترس و ناامیدی زیاد میشود، حفظ آرامش اجتماعی به اندازه هر اقدام دیگری اهمیت پیدا میکند.امروز هم جامعه ایران در دورهای تازه از تنش و ناامنی قرار گرفته است. در شرایطی که درگیریهای نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا شدت گرفته و موج حملات موشکی و اضطراب ناشی از آن زندگی مردم را زیر سایهای سنگین قرار داده است، دوباره آن خاطره جمعی از روزهای جنگ زنده شده. شبهایی که صدای انفجار در شهرها میپیچد، پنجرهها میلرزند و دلها از جا کنده میشوند؛ روزهایی که مردم با ترس از آینده، با قطع ارتباطات و محدودیتهای زندگی روزمره دستوپنجه نرم میکنند.
نوروز نزدیک است، اما خیابانها بیرمقاند، مغازهها ساکت و چهرهها نگران. امید انگار پشت دیوار ترس مانده است. اما درست در چنین لحظاتی است که بار دیگر همان ستونهای پنهان تابآوری جامعه* نقش خود را آغاز میکنند.در هر خانهای، زنانی هستند که با صبوری و مهربانی تلاش میکنند آرامش را برگردانند. به کودکانشان توضیح میدهند که صدای انفجار «ترقه» است، نه جنگ؛ تلاش میکنند برق چشمانشان خاموش نشود و لحنشان نلرزد.
آنان سعی میکنند زندگی را، هرچند ساده و ناپایدار، ادامه دهند. شاید صدای انفجار بیرون خانه را بلرزاند، اما صدای آرام یک مادر میتواند درون آن خانه را حفظ کند.شکل جنگ تغییر کرده است: این بار کمتر در خاک و جغرافیا جریان دارد و بیشتر در ذهن و روان مردم، در رسانهها و در شبکههای اجتماعی. اما مضمونش یکی است؛ آزمون ایستادگی و امید. زنانی که روزی در دوران دفاع مقدس زندگی را از میان کمبود و دلهره عبور دادند، امروز نیز همان نقش را ایفا میکنند در خانه، در فضای مجازی، در محیط کار و در روابط انسانی.شاید کسی نامشان را در تاریخ ننویسد، اما همین صبر و توانِ کوچک است که جامعه را از فروپاشی در دل ترس نجات میدهد.
تجربه تاریخ نشان داده است: جامعهای میتواند از بحران عبور کند که درونش روح امید زنده بماند. و این روح، بیش از هر کس، در دل زنان زنده است زنانی که بیصدا اما پیگیر، ستونهای اصلی تابآوریاند.اما یک پرسش مهم همچنان باقی است: اگر در سختترین روزها این زناناند که بار حفظ آرامش و امید جامعه را به دوش میکشند، آیا ساختارهای رسمی و روایتهای غالب، این نقش را میبینند و تقویت میکنند؟ یا بار دیگر قرار است مهمترین نیروی تثبیتکننده جامعه، در حاشیه بماند؟
یادداشت از: زهرا سلیمی ،فعال رسانهای و خبرنگار
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews










































































































































