چرخ خیاطی‌هایی که الگوی ملی تولید می کنند/ اقتصاد مقاومتی با دستان زنان توانمند
چرخ خیاطی‌هایی که الگوی ملی تولید می کنند/ اقتصاد مقاومتی با دستان زنان توانمند

در دل سوله‌ای نوساز، جایی میان بوی سیمان و صدای چرخ خیاطی، زنانی گرد آمده‌اند که با دست‌های خود آینده‌ای تازه می‌سازند؛ اینجا «بازارچه احسان» است، نخستین الگوی ملی توانمندسازی زنانی که امید را تولید می‌کنند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، وقتی وارد بازارچه احسان می‌شوی، اولین چیزی که توجهت را جلب می‌کند صدای کار است؛ صدای چرخ خیاطی‌ها، بوی پارچهٔ تازه برش‌خورده، رفت‌وآمد زنان جوانی که با وجود تمام سختی‌ها چشم‌هایشان از امید می‌درخشد. اینجا جایی است که کار نه‌تنها یک فعالیت اقتصادی، بلکه مسیری برای بازسازی زندگی بسیاری از زنان شده است.

بازارچه هنوز به‌طور رسمی افتتاح نشده، اما زندگی در آن جریان دارد. دیوارهای سیمانی هنوز کامل نشده‌اند و ساختمان هنوز بوی کارگاه تازه می‌دهد. اما با همه‌ اینها، زنان بازارچه هر صبح می‌آیند، انگار اینجا پاره‌ای از زندگی‌شان شده باشد.

در این مجموعه نزدیک به چهل کارفرما فعالیت می‌کنند. بسیاری از آنها زمانی نیروی کاری ساده بوده‌اند و امروز هرکدام دو تا سه نفر را به کار گرفته‌اند؛ برخی حتی پنج یا شش نفر. در مجموع صدها نفر به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از اینجا ارتزاق می‌کنند و خانواده‌هایی با جمعیتی حدود ۳۶۰ نفر از رونق این بازارچه سهم دارند.

چرخ خیاطی‌هایی که الگوی ملی تولید می کنند/ اقتصاد مقاومتی با دستان زنان توانمند

اولین نمونه کشوری

این بازارچه اولین نمونه در کشور است که با همکاری شهرداری بیرجند و کمیته امداد ساخته شده است. هدف آن نه تنها ایجاد شغل، بلکه ایجاد استقلال است؛ به‌ویژه برای زنانی که بار زندگی را تنها بر دوش می‌کشند. بسیاری از اعضا مادرانی هستند که هم باید کار کنند و هم مراقب فرزندانشان باشند. اما با وجود تمام مسئولیت‌ها، در کارگاه‌ها با پشتکار مثال‌زدنی مشغول کارند.

حدیثه شعبان یکی از این زنان است؛ مادری با دو فرزند که در کنار همسرش کارگاه سیسمونی راه انداخته. او نمونه روشنی از تلاش است: صبح تا عصر در بازارچه کار می‌کند، نوزاد هشت‌ماهه‌اش را همراه می‌آورد و گاهی بدون استراحت تا پایان روز پشت چرخ می‌نشیند. کمتر کسی می‌داند که برای شروع کار، بخشی از پس‌انداز طلای خود را فروخته تا بتواند هزینه‌های اولیه را تأمین کند. بسیاری از داستان‌های این بازارچه همین‌گونه‌اند؛ روایاتی از سختی، اما همراه با عزم و امید.

مدیریت بازارچه برعهده افسانه سرزهی است؛ زنی که پیش‌تر مددکار اجتماعی و کارمند دولتی بوده اما تصمیم گرفته مسیر کارآفرینی را انتخاب کند. او با لبخند درباره مسیر خود می‌گوید: «دوست نداشتم کسی به من کمک مالی کند. می‌خواستم مهارت یاد بگیرم؛ چیزی که بتوانم با دست‌های خودم بسازم و روزی آن را به چند نفر دیگر منتقل کنم.» نگاه او امروز بر کل بازارچه سایه انداخته: باور به توانمندسازی و آموزش به‌جای کمک‌های مقطعی است.

چرخ خیاطی‌هایی که الگوی ملی تولید می کنند/ اقتصاد مقاومتی با دستان زنان توانمند

مشاغل متنوع بازارچه

در بازارچه مشاغل متنوعی از جمله تولید زغال نسوز، پرده‌دوزی، تولید حوله، دوخت پوشاک نوزادی، کارگاه‌های چله‌کشی و ده‌ها فعالیت کوچک و بزرگ دیگر شکل گرفته است. برخی از اعضا مددجوی کمیته امدادند و وام‌های اشتغال ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیونی گرفته‌اند. برای گروهی هم امکان دریافت وام‌های بزرگ‌تر تا سقف یک میلیارد تومان فراهم است، اما بسیاری هنوز با مشکل سرمایهٔ در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند. وامی که برای تجهیزات گرفته‌اند ابزار کار را تأمین می‌کند، اما هزینه مواد اولیه، اجاره، و شروع کسب‌وکار همچنان سنگین باقی می‌ماند.

افسانه سرزهی می‌گوید: سخت‌گیری بانک‌ها هم بر مشکلات افزوده: «کسی که تازه کار را شروع کرده، با ۱۵۰ میلیون چطور می‌تواند کارگاهی راه بیندازد؟ فقط یک چرخ صنعتی امروز ۳۵ تا ۴۰ میلیون قیمت دارد. خیلی‌ها برای خرید پارچه و نخ سرمایه ندارند. اگر حمایت‌ها کمی آسان‌تر شود، ظرفیت این زن‌ها دو برابر می‌شود.»

با وجود تمام این موانع، انگیزه در چهره‌ زنان بازارچه موج می‌زند. بسیاری از آنها همسر ندارند یا تنها سرپرست خانواده‌اند، اما به امید آینده‌ای بهتر برای فرزندانشان تلاش می‌کنند. برخی از آنها کسب‌وکاری کوچک را از گوشه‌ی خانه آغاز کرده‌اند و امروز به کارآفرین تبدیل شده‌اند. دیگران هم تازه در آغاز راه‌اند اما باور دارند که موفقیت شدنی است.

چرخ خیاطی‌هایی که الگوی ملی تولید می کنند/ اقتصاد مقاومتی با دستان زنان توانمند

راه اندازی صفحات مجازی حرفه ای

در روزهای اخیر کمیته امداد اعلام کرده قصد دارد برای همه اعضای بازارچه وب‌سایت و صفحات مجازی حرفه‌ای بسازد؛ کاری که هر کدام حدود پانزده تا بیست میلیون هزینه دارد، اما قرار است برای معرفی محصولات و گسترش فروش آنها نقش مهمی ایفا کند. حتی بیلبوردهای شهری نیز برای تبلیغ بازارچه در نظر گرفته شده است.

باوجود همه سختی‌ها، در بازارچه احسان چیزی جریان دارد که شاید از وام و تجهیز و سوله هم مهم‌تر باشد: انگیزه. افسانه سرزهی می‌گوید: «اگر انسان خودش بخواهد، راه پیدا می‌شود. امروز با یک گوشی ساده می‌توان محصول را به کل کشور نشان داد. خیلی‌ها از هیچ شروع کردند و حالا موفق‌اند. کسی که فقط گلایه می‌کند یا نخواسته تلاش کند، یا راه درست را پیدا نکرده.»

بازارچه احسان تنها مجموعه‌ای از کارگاه‌ها نیست؛ روایتی است از زنانی که تصمیم گرفته‌اند در برابر سختی‌ها بایستند، از مادرانی که بچه به بغل پشت چرخ می‌نشینند، از خانواده‌هایی که امیدشان را دوباره یافته‌اند، و از شهری که آرام‌آرام یاد می‌گیرد کارآفرینی زنانه چه نیروی بزرگی می‌تواند ایجاد کند.

پایان پیام/۲۵۸

 
 
 
✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]