آیتالله مصباح یزدی بر این باورند که یکی از آسیبهای عمده علوم جدید دوری آن از ارزشها و بینشهای دینی است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، راهکارهای پیشنهادی نظریهپردازان برای تحول علوم انسانی و تولید علوم انسانی اسلامی به اشکال مختلفی طبقهبندی شده است. در این نوشته جایگاه نظریه علم دینی آیتالله مصباح یزدی روشن خواهد شد.
موضوع علم دینی، که با تعابیر دیگری همچون اسلامیسازی علوم، بازسازی علوم از منظر اسلامی، تولید علم اسلامی و … از آن یاد میشود و سابقهای حدوداً ۵۰ ساله دارد، امروزه نه تنها در جهان اسلام، بلکه حتی در غرب موضوعی شناخته شده است(رک: موحد ابطحی، ۱۳۹۵). تلاشهایی که در این زمینه انجام شده و میشود را میتوان ذیل عنوان کلی تحولخواهی نسبت به علم موجود معرفی کرد.
به بیان دیگر در پی آشکارشدن مشکلات علوم انسانی سکولار، که در ادبیات رایج ذیل پارادایمهای اثباتگرایی، تفسیری و انتقادی و … از آنها یاد می شود، گروهی از مسلمانان درصدد برآمدند تا مشکلات این دسته از علوم را به اشکال مختلف با بهرهگیری از آموزههای دینی برطرف کنند. این گروه از متفکران اسلامی پس از بررسی موضوعاتی همچون معناداری، امکان، ضرورت، مطلوبیت و اخلاقی بودن علم دینی به بحث درباره راهکار دستیابی به علم دینی و به طور خاص علوم انسانی اسلامی پرداختهاند.
در مواجهه با علوم انسانی پوزیتیویستی که با الگوگیری از روش علوم طبیعی که در قرن ۱۷ با ظهور فیزیک نیوتنی به اوج خود رسید، به وجود آمد، جریانهای تحولخواهی نسبت به این شکل خاص از علوم انسانی، از نیمه دوم قرن ۱۹ در عرصه بینالمللی، شکل گرفت. مشکلاتی که این گروه برای علوم انسانی پوزیتیویستی برمیشمردند عبارت بودند از: ضعف در مبانی فلسفی، ناتوانی در تبیین بخشهای مختلف واقعیتهای انسانی و اجتماعی، ناکارآمدی در حل مشکلات فردی و جمعی و … .
این جریانهای تحولخواه به دو دسته، تحولخواهان سکولار و تحولخواهان دینی تقسیم میشوند. تحولخواهان سکولار بر آن هستند که مشکلات علوم پوزیتیویستی را با حفظ رویکرد سکولار، و به تعبیر دقیقتر مستقل از ارزشها و بینشهای دینی و با تکیه بر عقل خودبنیاد بشری، برطرف کنند.
در مقابل، تحولخواهان دینی معتقدند که ریشه اصلی مشکلات علم جدید، در جدایی آن از دین است؛ و به همین دلیل بر آن هستند تا با بهره گیری از ارزشها و بینشهای دینی در فرایند علمورزی بر این مشکلات فائق آیند.
در این بین آیتالله مصباح یزدی از یک سو معتقدند که برخی از مشکلات علوم موجود (و البته نه تمامی آنها) را میتوان در چارچوب عقل خودبنیاد و به بیان دیگر با بهرهگیری از روشهای قابل تفاهم با متفکران سکولار شناسایی و برطرف کرد.
برای مثال آنجا که آیتالله مصباح یزدی اشکالاتی را بر مبانی علم جدید وارد میکنند، اشکالاتی است که در چارچوب عقل سکولار هم مطرح شده است: اشکالی که در تعریف علم در مغرب زمین وجود دارد این است که تنها برای تجربه ارزش شناختی قائل است و تصور میکند وقتی تجربه تکرار شود و متراکم گردد، احتمال ضعفش کاسته میشود و به یقین میرسد و به این پرسش پاسخ نمیدهد چطور میشود مجموعهای از ادراکات حسی که هر کدام آنها خطاپذیر است میتواند ارزش مطلق پیدا کند؟(مصباح یزدی، ۱۳۹۱) به عقیده آیتالله مصباح یزدی هیچگاه تجربه حسی، نتیجه قطعی یقینی نخواهد داشت، زیرا کنترل کردن شرایط تحقق یک پدیده هر قدر هم که دقیق انجام شود، قطعی نخواهد بود و باز احتمال وجود و دخالت عوامل دیگر وجود دارد(مصباح یزدی، ۱۳۸۹، ص ۸۵).
مقایسه این مطالب با آنچه در نسخه اصلاح شده اثبات گرایی و به ویژه جریان عقلانیت انتقادی پوپری مطرح شده است، نشان میدهد که برای مواجهه با چارچوب کلی علم جدید و نقد آن و تلاش برای اصلاح مبانی یا به تعبیر دیگر فراساختار علم موجود ضروری نیست که صرفاً از آموزههای دینی استفاده کنیم، بلکه تحلیل صرف عقلانی نیز میتواند پارهای از مشکلات علم جدید را شناسایی کرده و درصدد رفع آن برآید. امروزه ادبیات فلسفه علم به جای ادعای اثبات نظریههای علمی توسط شواهد تجربی، از خطاپذیر بودن آنها یاد میکند و نظریههای رایج علمی را صرفاً بهترین تبیینهای موجود قلمداد میکند و…
البته آیتالله مصباح یزدی، به عنوان یک متفکر برجسته دینی، بر این باورند که یکی از آسیبهای عمده علوم جدید دوری آن از ارزشها و بینشهای دینی است و در نتیجه حل کامل مشکلات علوم جدید را بدون بهرهگیری از آموزههای دین مبین اسلام ممکن نمیدانند.
در مجموع میتوان گفت: آیتالله مصباح یزدی تلاش برای تحول و اصلاح علوم موجود در چارچوب آموزههای دین مبین اسلام را، با توجه به تأکیدی که در این دین بر عقلانیت میشود، بسیار کارآمدتر از تلاش برای تحول و اصلاح علوم موجود در چارچوب سکولار میدانند. به بیان دیگر میتوان گفت آیت الله مصباح بیشتر طرفدار تحول دینی علوم (علم دینی) هستند.
میان آیت الله مصباح یزدی در بیانات خود به یکسری ویژگیهای فردی که در فرایند تحول علوم انسانی و تولید علوم انسانی اسلامی نقش اساسی دارند اشاره میکنند:ایشان از یک سو به تحول در ساحت شناختی دانشمندان اشاره میکنند و میفرمایند: بینش دانشمندان نسبت به هستی در نحوه حل مسائل علمی توسط آنها مؤثر است(مصباح یزدی، ۱۳۸۹، ص ۱۰) و از سوی دیگر از ضرورت تحول در ساخت عاطفی و ارادی دانشمندان یاد میکنند و میفرمایند: دانشمند مسلمانی که میخواهد در این عرصه ورود پیدا کند و نظر بدهد، باید جرأت علمی، حوصله زیاد و همت بلند و نگاهی واقع بینانه داشته باشد(مصباح یزدی ۱۳۸۸).
به عقیدهایشان برای ورود به عرصه تحول بنیادین علوم انسانی و حرکت به سمت علوم انسانی اسلامی داشتن انگیزه الهی ضروری است، زیرا مطالعات بنیادین در حوزه علوم انسانی اسلامی نتایج زودبازده و مادی، دنیوی و محسوس ندارد، به همین دلیل انگیزه برای سرمایهگذاری در این حوزه پائین است و عمده کارها باید با انگیزه الهی انجام گیرد(همان)
در این دیدگاه که عمدتاً بر اصالت جمع تأکید دارد، چنین عنوان میشود که فرد محصول ساختارهای کلان اجتماعی است. در این نگاه علم سکولار امروزه محصول ساختار خاص اجتماعی است که در پی رنسانس قرن ۱۶، انقلاب علمی قرن ۱۷، عصر روشنگری و انقلاب صنعتی قرن ۱۸ شکل و گسترش یافت که مؤلفه محوری آن سکولاریسم، یعنی کنار گذاشتن دین از حیات جمعی، از جمله از حیات علمی بود.
بر این اساس علم دینی تحقق نخواهد یافت مگر این که تحول کلانی با محوریت دین در حیات جمعی پدید آید و این تحول در تداوم خود و برای تحقق اهداف خود به ساخت نهادهای اجتماعی و بهینهسازی عملکرد آنها بپردازد و…. کسانی که از این زاویه به مسأله تحول علم و علم دینی نگاه میکنند، انقلاب اسلامی ایران و نهادسازیهای پس از آن را نشانههای وقوع تحولی ساختاری قلمداد میکنند، تحولی که در صورت تداوم و نهادسازی موفق و عملکرد بهینه نهادها میتواند در نهایت به تحول علم و تولید علم دینی منتهی گردد.
آیتالله مصباح یزدی از چند جهت تحول در عرصه ساختاری و نهادی را برای تحول در عرصه علم و تولید علوم انسانی اسلامی ضروری میدانند. ایشان از یک سو معتقدند علوم انسانی غرب خواه ناخواه تحت تأثیر فرهنگ و ادبیات غرب، هم اصطلاحاتش با همان اصطلاحاتی که موافق فرهنگی غربی است شکل گرفته است و هم بینشها و جهان بینیهای سازگار با فرهنگ و ارزشهای غرب پایهریزی شده است(مصباح یزدی، ۱۳۸۹ ب، ص ۹۱).
بر همین سیاق میتوان از فرمایشایشان استفاده کرد و گفت: اگر فرهنگ جامعه اسلامی شود، خواه ناخواه علوم انسانی آن تحت تأثیر فرهنگ و ادبیات و مفاهیم و جهان بینی اسلامی قرار گرفت و با آنها هماهنگ خواهد شد و در نتیجه علوم انسانی اسلامی پدید خواهد آمد.
آیتالله مصباح یزدی در کتاب انقلاب اسلامی؛ جهشی در تحولات سیاسی تاریخ(۱۳۸۴) پس از اشاره به ماهیت فرهنگی و اسلامی انقلاب اسلامی ایران به آسیبهای فراروی نهادهای اجتماعی در فرایند تحقق اهداف و آرمانهای این انقلاب اشاره میکنند. یکی از مباحثی کهایشان در آثار مختلف خود به آن میپردازند، آسیبهایی است که فراروی مراکز سیاستگذاری، برنامهریزی، آموزشی و پژوهشی کشور، به خصوص در حوزه علوم انسانی وجود دارد.
به عقیدهایشان تا زمانی که نگرش مدیریت کلان علمی کشور نسبت به علوم انسانی تغییر نکند، تحولی در این علوم رخ نخواهد داد. ایشان در این زمینه به تفاوت علوم انسانی و علوم مهندسی اشاره میکنند و میفرمایند: در علوم طبیعی تجربی و به خصوص مهندسی با توجه به این که منافع مادی و نتایج دنیوی زود بازده و محسوسی دارد، انگیزه برای سرمایهگذاری زیاد است. اما در حوزه مطالعات بنیادین علوم انسانی که منافع مادی زیادی ندارد، انگیزه کافی برای سرمایهگذاری نیست(موسوی، ۱۳۹۴، ص ۴۶۲)
دولتها به پیشرفت در صنایع از جمله ساخت موشک و ماهواره خیلی اهمیت میدهند، چون با چنین دستاوردهایی، ملت احساس سربلندی و عزت میکند، اما دولتها برای کاری فرهنگی که بیست سال دیگر نتیجهاش به بار مینشیند سرمایهگذاری جدی نمیکنند، زیرا نمیتوانند در دوران مسئولیتشان محصول آن را برداشت کنند(مصباح یزدی، ۱۳۸۹ ج).
به عقیدهایشان در تخصیص بودجه به اندازه ورزش، به مطالعات بنیادین در علوم انسانی اهتمام نیست و از آن حمایت نمیشود (همان) و همین عامل باعث شده است که در زمینه تحول علوم انسانی و علوم انسانی اسلامی به قدر کافی دانشگاه، استاد و کتاب نداشته باشیم(موسوی، ۱۳۹۴، ص ۴۶۳). بر همین اساسایشان معتقدند برای تحول علوم انسانی باید تقشه راهی تدوین گردد که قابل اجرا باشد و در آن نقطه آغاز حرکت و مدتی که برای پیاده کردن طرح لازم است مشخص شده باشد.
همچنین باید مشخص شود که طرح را در کجا و با چه نیروهایی و با چه هزینهای باید اجرا کرد و لوازم و پیامدهای اجرای آن طرح نیز باید مورد توجه قرار گیرد. باید بدانیم ما در چه جامعهای زندگی میکنیم و واقعیتهای دانشگاههای ما چیست؟ایشان در همین جا به دشورای تدوین نقشه راه تحول علوم انسانی اشاره میکنند(مصباح یزدی، ۱۳۸۹ ج)
به عقیده آیتالله مصباح یزدی، قدم مهم بعدی که در این زمینه باید برداشته شود، تفاهم با سیاستگذاران و مسئولان دولتی و جلب نظر موافق آنها و اعلام همکاری آنها برای ایجاد تحول بنیادین در علوم انسانی(همان) و تخصیص بودجه و حمایتهای لازم برای تحقق نقشه تحول علوم انسانی است.
نویسنده: سید محمدتقی موحد ابطحی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews























































































