چرا هزینه‌های محاصره دریایی علیه ایران یک‌سویه نیست؟
چرا هزینه‌های محاصره دریایی علیه ایران یک‌سویه نیست؟

محاصره دریایی علیه ایران، یک بازی یک‌طرفه نیست؛ سناریویی که هزینه‌های آن برای طراحان، کمتر از ایران نیست.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، هم‌زمان با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و طرح سناریوهایی نظیر «محاصره دریایی»، ارزیابی دقیق پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی این تحولات، به یکی از ضرورت‌های تحلیل راهبردی تبدیل شده است. در همین راستا، گفت‌وگویی تفصیلی با حسین محمدی عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه آزاد زنجان انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

محاصره دریایی تا چه اندازه می‌تواند اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد؟ آیا این سناریو یک تهدید تعیین‌کننده محسوب می‌شود؟

 محمدی: اگر بخواهیم با نگاه واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم، محاصره دریایی به‌طور طبیعی می‌تواند بخشی از جریان تجارت خارجی ایران را دچار اختلال کند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی که وابستگی بیشتری به حمل‌ونقل دریایی دارند، مانند صادرات انرژی، واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید. این اختلال می‌تواند خود را در قالب افزایش هزینه‌های مبادله، طولانی‌شدن زمان تأمین کالا، فشار بر زنجیره تأمین و حتی نوسانات قیمتی در بازار داخلی نشان دهد.

اما نکته مهمی که معمولاً در تحلیل‌های سطحی نادیده گرفته می‌شود این است که چنین فشاری لزوماً به معنای «فلج‌شدن اقتصاد» یا «برتری مطلق طرف مقابل» نیست. اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته، به‌ویژه در مواجهه با تحریم‌ها، تا حدی به سمت سازوکارهای جایگزین حرکت کرده و مسیرهای متنوع‌تری برای تجارت خود تعریف کرده است؛ از توسعه تجارت منطقه‌ای گرفته تا استفاده از مسیرهای غیرمستقیم و انعطاف در الگوهای مبادلاتی.

از سوی دیگر، محاصره دریایی یک اقدام پرهزینه در سطح بین‌المللی است و اجرای آن بدون تبعات حقوقی، سیاسی و حتی نظامی برای طرف مقابل ممکن نیست. بنابراین، ما با یک «بازی چندلایه» مواجه هستیم که در آن هر فشار، واکنش متقابل و هزینه‌های ثانویه خود را به‌دنبال دارد.

در مقایسه با محاصره دریایی، اختلال در تنگه هرمز چه تفاوتی در سطح اثرگذاری دارد؟

محمدی: تنگه هرمز را باید یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان دانست؛ گذرگاهی که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این تنگه، برخلاف محاصره‌های محدود، بلافاصله اثرات خود را در مقیاس جهانی نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی، ما با یک «شوک سیستماتیک» مواجه می‌شویم؛ به این معنا که نه‌فقط یک کشور یا یک منطقه، بلکه کل بازار انرژی، حمل‌ونقل جهانی و حتی بازارهای مالی تحت تأثیر قرار می‌گیرند. افزایش ناگهانی قیمت نفت، اختلال در زنجیره تأمین جهانی، افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل و در نهایت فشار بر اقتصاد مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی، تنها بخشی از این پیامدهاست.

از این منظر، تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک مسیر جغرافیایی نیست، بلکه یک «اهرم بازدارندگی راهبردی» محسوب می‌شود. همین ویژگی باعث می‌شود که هرگونه تصمیم درباره آن، وارد معادلات پیچیده‌تری شود و طرف‌های مختلف با احتیاط بیشتری رفتار کنند.

 آیا می‌توان گفت برخی تهدیدها در عمل به فرصت یا حتی ابزار فشار علیه طرف مقابل تبدیل می‌شوند؟

 محمدی: بله، این یکی از اصول مهم در تحلیل‌های راهبردی است. در بسیاری از موارد، اقداماتی که با هدف اعمال فشار طراحی می‌شوند، به‌دلیل پیچیدگی‌های محیط بین‌المللی، به نتایجی متفاوت یا حتی معکوس منجر می‌شوند.

برای مثال، محدودسازی مسیرهای دریایی یا انرژی، ممکن است در کوتاه‌مدت فشارهایی بر ایران وارد کند، اما در میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند باعث بی‌ثباتی در بازارهای جهانی شود؛ بی‌ثباتی‌ای که کشورهای صنعتی و مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی بیش از دیگران از آن آسیب می‌بینند. این مسئله به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد جهانی با بحران‌های زنجیره تأمین یا تورم انرژی مواجه است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به بیان ساده، در چنین سناریوهایی، «هزینه اقدام» برای طرف مقابل می‌تواند از «منافع مورد انتظار» بیشتر شود. همین موضوع است که بسیاری از تهدیدها را در سطح عملیاتی محدود یا کنترل‌شده نگه می‌دارد.

 برای تحلیل دقیق این تحولات، چه چارچوب یا رویکردی باید مدنظر قرار گیرد؟

محمدی: مهم‌ترین نکته، عبور از تحلیل‌های تک‌بُعدی است. ما باید این موضوعات را در قالب یک چارچوب چندبُعدی بررسی کنیم که شامل مؤلفه‌های اقتصادی، ژئوپلیتیکی، امنیتی و حتی روانی باشد.

در بعد اقتصادی، باید اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر تجارت، تولید، بازار ارز و معیشت مردم را بررسی کنیم. در بعد ژئوپلیتیکی، نقش موقعیت جغرافیایی ایران و ارتباط آن با مسیرهای کلیدی جهانی اهمیت دارد. در بعد امنیتی، سطح تنش‌ها و احتمال گسترش آن‌ها باید سنجیده شود و در نهایت در بعد روانی، تأثیر این تحولات بر انتظارات بازار و رفتار بازیگران اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.

بدون در نظر گرفتن این ابعاد، هر تحلیلی ممکن است ناقص، اغراق‌آمیز یا حتی گمراه‌کننده باشد.

موقعیت ژئوپلیتیکی ایران چگونه می‌تواند در این شرایط به یک مزیت تبدیل شود؟

محمدی: ایران در یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال جغرافیایی جهان قرار دارد؛ جایی که شرق و غرب، شمال و جنوب به هم می‌رسند. این موقعیت به کشور امکان می‌دهد در معادلات ترانزیتی، انرژی و تجارت منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

دسترسی به آب‌های آزاد، همجواری با بازارهای مهم منطقه‌ای و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای بین‌المللی، همگی عواملی هستند که به ایران یک «وزن ژئوپلیتیکی» قابل توجه می‌دهند. این وزن باعث می‌شود که هرگونه اقدام علیه ایران، به‌سرعت پیامدهایی فراتر از مرزهای کشور پیدا کند.

به همین دلیل است که تهدیدهای دریایی علیه ایران، هیچ‌گاه یک‌سویه نیست و همواره با نوعی «تعادل هزینه» برای طرف مقابل همراه است.

جمع‌بندی شما از سناریوهای پیش‌رو چیست؟

محمدی: جمع‌بندی این است که ما در مواجهه با چنین سناریوهایی، نیازمند ترکیبی از واقع‌بینی و نگاه راهبردی هستیم. نه باید تهدیدها را نادیده گرفت و نه باید آن‌ها را به‌گونه‌ای تصویر کرد که گویی هیچ راهکاری برای مواجهه با آن‌ها وجود ندارد.

مهم این است که با شناخت دقیق ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و معادلات بین‌المللی، بتوانیم تصمیماتی اتخاذ کنیم که هم از منافع ملی صیانت کند و هم هزینه‌های احتمالی را به حداقل برساند. در نهایت، آنچه تعیین‌کننده است، «کیفیت تحلیل» و «دقت در تصمیم‌گیری» است، نه صرفاً شدت تهدیدها.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]