سالهاست که صدا و نفس حاج صومی پیرغلام گیلانی دلهای بسیاری را از دیار باران تا صحن نورانی بینالحرمین میبرد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست، این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست؛ سالها این یک بیت شعر را در مجالس مختلف شنیدهایم؛ حتم دارم که شاعر موقع سرودن این شعر مبهوت این حجم از عشق و دلدادگی محبان سیدالشهدا بوده است. شاید آن پیرغلام حسینی که بیش از ۷ دهه از عمر خود را نذر حسین کرده یا آن مادری که سالها با کمترین امکانات زندگی و با تمام داراییاش، حسینیهای کوچک خانگی راه انداخته و با تمام وجودش با اباعبدالله الحسین(ع) معامله میکند تا فرزندانش را پای همین سفره بنشاند، مصداق بارز این شمع و پروانگی هستند.
در هر گوشه از استان سرسبز گیلان را هم که مینگری رد پایی از عشق حسین پیدا میکنی؛ گیلهمردان و گیلهزنان در ایام محرم با تمام وجودشان از دورترین نقاط روستاها تا قلب شهر برای حسین کم نمیگذارند؛ فصل برداشت محصول برنج که میرسد با آنکه رنج بسیار برای محصول کشیدهاند اما عقیده دارند که باید غذای نذری امام حسین(ع) از همین برنج تهیه شود و ماه محرم در مساجد محل بین عزاداران پخش کنند؛ اینها سنتهای دیرینهای است که گیلانیان با جان و دل حفظ کرده و نسل به نسل منتقل کردند.
بسیاری از مادران گیلانی همواره آرزو داشتهاند که فرزندانشان پای روضه سیدالشهدا تربیت شوند و اگر استعدادش را داشتند نوحهخوان یا روضهخوان در خانه حسین شوند، برای حسین بخوانند و بگریانند، آنها میدانستند که این رمز عاقبت بهخیری عزیزانشان است و اگر فرزندشان در چنین مسیری پا بگذارد دیگر نگران آیندهاش نمیشوند.
آنجا که یک گیلمرد با عشق حسین سرود” امشبی را شه دین در حرمش مهمان است، مکن ای صبح طلوع”، شاید کمتر کسی بداند شاعر این شعر پرشور که قریب به یک قرن در شب عاشورا دل و جان شیعیان را تکان میدهد، کربلایی محمود بهجت(ره) است؛ پدری که فرزندش آیتالله العظمی محمد تقی بهجت(ره) به آن مقام رفیع دینی و عرفانی رسید. اینجا به همان حدیث نبوی میرسیم که فرمود: اِنَّ الحسینَ مِصباحُ الهُدی و سَفینةُ النَجاة.

در همین اقلیم عشق و ارادت پیرغلامانی همچون حاج احمد صومی گیلانی نیز عمرشان را وقف سَفینةُ النَجاةِ امام حسین کردهاند. مردی که بیش از هفت دهه از عمرش را پای این بیرق گذاشته و زندگیاش با نوای “یا حسین” معنا پیدا کرده و نفسش با اشک بر مصیبت کربلا قداست گرفته است. او روضه را از عالمان آموخته و امروز با اخلاص و صفای قلب به نسلهای بعد میسپارد تا جاییکه برای بسیاری از مداحان گیلان، معلم روضه است.
این پیرمرد عاشق و شیدای امام حسین(ع) سالها شب جمعه روح و جان بسیاری از دلدادگان را راهی بینالحرمین کرده است و هنوز هم سوز روضههای قدیمی را در صدایش حفظ کرده و باور دارد که هرچه دارد از لطف امام حسین(ع) است؛ امامی که به گفته او بارها در سختیها دستش را گرفته و در تمام عمر پناه دلش بوده است.

در یکی از شبها، او را با همان وقار همیشگی در قرارگاه رسانهای سردار شهید نائینی رشت میبینم؛ با اینکه قامتش شکسته و موهایش سپید شده اما با دلی جوان و شور و حال دلنشین از سالهایی میگوید که با عشق حسین(ع) گذشت؛ از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، زمانیکه مردم را با نام امام حسین در راهپیمایی هدایت میکرد، از روضه در محضر امام خمینی(ره) تا میدانداری و حماسهسازی مردم در روزهای سخت جنگ رمضان و نسلی که باید از مکتب عاشورا بیاموزد و الگو شود.
کسانی که سالها در مجالس روضه و هیئتهای قدیمی گیلان با صدا و نفس حاج صومی عشقبازی کردهاند راز ماندگاری او در این مسیر را همان اشکهایی میدانند که از جوانی همراه با روضههایش جاری میشد، خودش نیز معتقد است که اگر لطف و نگاه خاصی از جانب امام حسین(ع) نصیبش شده به برکت همان اشکهایی است که هنگام خواندن مصیبت اهلبیت(ع) بر گونههایش مینشست.
این پیرغلام حسینی که از هشت سالگی نوکر امام حسین بوده در گفتوگو با تسنیم میگوید: بیش از هفت دهه از عمرم را با نام حسین(ع) گذراندهام، نمیگویم کسی هستم اما بسیاری از مداحان جوان مرا به عنوان معلم خودشان خطاب میکنند.
وی به حضور پرشور مردم در میدان حماسه رشت و برپایی موکبهای مردمی در روزهای جنگ رمضان اشاره میکند و میافزاید: شاید خیلیها باور نمیکردند مردم تا این اندازه پای کار باشند و از حضور در سنگر خیابان خسته نشوند.

به گفته وی با حضور مردم، فضای شهرداری رشت رنگ و بوی متفاوتی گرفته است، مردم با قدمهایشان این مکان را تبدیل به مکانی مقدس کردهاند؛ هرشب نام شهدا، نام امام شهید و نام اهلبیت(ع) در اینجا طنینانداز است و مجلس روضه برپا میشود و اشعار حماسی در وصف اهلبیت(ع) خوانده میشود که باعث شده فرشتگان الهی هم به این مکان نظر داشته باشند.

حاج صومی معتقد است همین حضورهای مردمی و انعکاس آن توسط رسانهها نقش مهمی در نشان دادن اقتدار ملت ایران داشته است؛ وقتی اصحاب رسانه حماسهآفرینی مردم را منعکس میکنند و به جهان نشان میدهند، دشمنان میپذیرند که باز هم در محاسباتشان دچار خطا شدهاند.
این پیرغلام گیلانی با اشاره به سخن امام حسین(ع) در شب عاشورا که فرمودند هیچ پیامبری یارانی چون یاران من نداشت، خطاب به مسئولان میگوید: قدر این مردم را بدانید. هیچ کشوری در هیچ جای دنیا چنین ملتی ندارد، این مردم همه وجودشان را برای بقای وطن گذاشتند چون باور دارند “حبالوطن من الایمان” است. این مردم در مقابل دشمنی ایستادند که تهدید به نابودی تمدن ایران میکرد در حالیکه این مردم مبعوث شده را نشناخت.
وی همچنین خاطرهای از سالهای نخست انقلاب اسلامی نقل میکند؛ زمانی که به همراه جمعی از علماء و مردم برای دیدار با امام خمینی(ره) به تهران رفتند، با یادآوری آن روز میگوید: سالروز شهادت یکی از ائمه بود که به دیدار حضرت امام رفتیم و من توفیق پیدا کردم در حضور امام روضه بخوانم، بعدها از بیت امام به من گفتند وقتی مصیبت اهلبیت(ع) میخواندی، امام شانههایش لرزید و به شدت گریه کرد و ما هم به شما گفتیم که روضه را کوتاهتر کنید چون پزشکان اعلام کرده بودند برای قلب امام ضرر دارد و باید مراعات کرد.
این پیرغلام حسینی در بخش دیگری از سخنانش به شهادت رهبر معظم انقلاب در اسفند ۱۴۰۴ اشاره میکند و میگوید: دشمنان گمان میکردند با این جنایت میتوانند راه و منش امام شهیدمان را متوقف کنند اما نتیجه برعکس شد، آنها خیال کردند کار تمام شده است اما نفهمیدند که با شهادت او، نامش در قلب مردم و در تاریخ این سرزمین جاودانهتر خواهد شد.
وی با قلبی سرشار از اطمینان تأکید میکند: در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، دستگیری و عنایت اباعبدالله(ع) را با تمام وجود حس کردهام. عادت دارم صبحها پس از نماز، با مولایم خلوت کنم و درد و دلهایم را به محضر حضرت ببرم و بگویم: آقا جان! همانگونه که در دنیا پناهم بودی، در لحظه مرگ، آن لحظه که همه تنهایم میگذارند بیا و دستم را بگیر.
حاج صومی در ادامه صحبتهایش از روضهخوان سرشناسی یاد میکند که عمرش را وقفِ ذکر مصائب اهلبیت(ع) کرده بود و بعد از مدتی از دنیا میرود، پسرش تعریف میکرد که پس از مرگ پدر، او را در خواب دیدم و از احوالش پرسیدم. پدر میگفت در آن لحظات هولناک پرسش نکیر و منکر در غربت قبر، ناگهان وجود مبارک امام حسین(ع) ظاهر شد و فرمود کار این شخص با من است، او با من است.

این پیرغلام حسینی در توصیه به مداحان جوان میگوید: بعضی مداحان تازهکار سعی میکنند از سبک و متن موزیکهای پاپ تقلید کنند و اسمش را سبک جدید میگذارند و میگویند مردم این سبک را بیشتر میپسندند در حالیکه مداح باید طوری بخواند که امام حسین(ع) بپسندد. اگر امام حسین قبول کند، همان کافی است.
حاج صومی میگوید: من خودم هنوز سنتیخوان هستم؛ هفتاد سال است که یا حسین میگویم و افتخارم این است که هرچه میخوانم از حفظ و از دل میخوانم.
حاج احمد صومی هنوز هم با همان شوق روزهای جوانی با همان صفای دل و سادگی بیریا وقتی روضه میخواند اشک در چشمانش حلقه میزند، صدایش میلرزد و کلمات میان هق هق آرامش گم میشوند. خودش با اطمینان میگوید همه برکت زندگیاش از نوای “یا حسین” است؛ اسمی که سالها ورد زبان و پناه دلش بوده است.
صحبتهایش که به پایان میرسد، سکوتی کوتاه میان ما مینشیند اما من هنوز در میان کلماتش ماندهام؛ غرق در حال و هوایش و عشقی که در نگاهش موج میزد. به حالش غبطه میخورم. با خودم میگویم ما که اینهمه از محبت و عشق به اباعبدالله دَم زدیم، چقدر خودمان را ثابت کردهایم؟
موقع خداحافظی با حاج صومی، در دلم دعا میکنم کاش حسین دست ما را هم بگیرد. کاش ما هم بتوانیم همچون حاج صومی در سایه این نام زندگی کنیم و با این نام عاقبتبخیر شویم.
گزارش از زهرا رستگار
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews


































































































