جنگ دوازدهروزه را نباید صرفاً با معیار پیروزی یا شکست نظامی سنجید. این نبرد، آزمونی برای ساختار حکمرانی، دستگاههای امنیتی، نخبگان سیاسی و افکار عمومی بود.
یادداشت مهمان- سعید شهرابی فراهانی، تحلیل گر سیاسی، امنیتی، بینالملل حوزه امنیت ملی: تاریخ ملتها نشان میدهد که شکستها و پیروزیهای بزرگ، بیش از آنکه محصول قدرت نظامی باشند، نتیجه عملکرد نخبگان، خواص و مدیران راهبردی هستند. هیچ تمدن و نظام سیاسی صرفاً با حمله خارجی سقوط نکرده است؛ بلکه دشمن زمانی موفق شده که در کنار فشار خارجی، از شکافهای داخلی، نفوذ، اختلاف و خطای محاسباتی بهرهبرداری کند.جنگ دوازدهروزه و رمضان سال ۱۴۰۴ را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد.
این نبرد صرفاً یک رویارویی نظامی میان جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش میزان تابآوری ملی، کارآمدی ساختارهای امنیتی، کیفیت تصمیمسازی خواص و توان کشور در مقابله با جنگ ترکیبی بود.
هدف واقعی دشمن چه بود؟
در نگاه راهبردی، اهداف دشمن را میتوان در پنج محور اصلی خلاصه کرد: ایجاد فروپاشی در ساختار فرماندهی کشور؛ نابودی توان موشکی و بازدارندگی ایران؛ توقف یا تضعیف زیرساختهای راهبردی کشور؛ ایجاد شورش و آشوب داخلی؛ تحمیل تغییرات سیاسی در ساختار قدرت.با وجود خسارتهای انسانی، شهادت فرماندهان و دانشمندان و فشارهای سنگین نظامی و رسانهای، هیچیک از این اهداف به شکل کامل محقق نشد. همین موضوع نشان میدهد که ارزیابی نتیجه جنگ باید بر اساس اهداف راهبردی طرفین انجام شود، نه صرفاً حجم خسارات.نفوذ؛ حلقه گمشده تحلیل جنگیکی از مهمترین درسهای این جنگ، اهمیت مسئله نفوذ بود.
تجربه تاریخی از صدر اسلام تا امروز نشان داده است که دشمن زمانی به موفقیت نزدیک میشود که از درون ساختارها اطلاعات، ظرفیتها یا فرصتهای لازم را به دست آورد.نفوذ را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:سطح اول؛ نفوذ اطلاعاتی و امنیتیاین سطح شامل دسترسی دشمن به اطلاعات حساس، شناسایی افراد کلیدی، شناخت زیرساختهای حیاتی و بهرهبرداری از نقاط ضعف امنیتی است.
هر اندازه دشمن بتواند تصویر دقیقتری از ساختار تصمیمگیری و توانمندیهای کشور به دست آورد، قدرت ضربهزنی او افزایش مییابد.سطح دوم؛ نفوذ مدیریتی و تصمیمسازیخطرناکترین نوع نفوذ، الزاماً جاسوسی کلاسیک نیست، بلکه ایجاد خطای محاسباتی در میان تصمیمگیران است. زمانی که بخشی از نخبگان، قدرت دشمن را بیش از اندازه واقعی و توان داخلی را کمتر از ظرفیت موجود ارزیابی کنند، تصمیمات راهبردی کشور تحت تأثیر قرار میگیرد.در این سطح، دشمن تلاش میکند بدون حضور مستقیم، مسیر تصمیمگیری را تغییر دهد و اراده مقاومت را تضعیف کند.سطح سوم؛ نفوذ شناختی و رسانهای این سطح، پیچیدهترین میدان نبرد معاصر است.
در جنگ شناختی، هدف اشغال سرزمین نیست؛ بلکه تسخیر ذهنهاست. دشمن میکوشد با عملیات رسانهای، اعتماد عمومی را کاهش دهد، مردم را نسبت به آینده ناامید کند و میان ملت، مسئولان و نیروهای انقلابی شکاف ایجاد نماید.امروزه شبکههای اجتماعی، رسانههای فراملی و اتاقهای عملیات روانی به اندازه موشکها و هواپیماها در سرنوشت جنگها اثرگذار هستند.
خواص؛ نقطه قوت یا نقطه ضعف؟
در همه بحرانهای تاریخی، خواص نقش تعیینکننده داشتهاند. اگر خواص جامعه در شرایط بحرانی دچار تردید، اختلاف یا خطای محاسباتی شوند، هزینه آن متوجه کل ملت خواهد شد.خواص موفق کسانی هستند که:واقعیت میدان را دقیق بشناسند؛ از هیجانزدگی و شتابزدگی پرهیز کنند؛ منافع ملی را بر رقابتهای جناحی ترجیح دهند؛ در برابر عملیات روانی دشمن دچار سردرگمی نشوند.در مقابل، خواصی که درک درستی از ماهیت تهدید نداشته باشند، ناخواسته میتوانند بخشی از پازل دشمن را تکمیل کنند؛ حتی اگر نیت خیانت نداشته باشند. مهمترین دستاورد جنگ دوازدهروزه و رمضان۱۴۰۴شاید مهمترین دستاورد این نبرد، آشکار شدن نقاط قوت و ضعف کشور بود.
جنگ نشان داد که جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت بالای مقاومت، انسجام اجتماعی و توان بازدارندگی برخوردار است؛ اما همزمان نشان داد که در حوزههای امنیتی، اطلاعاتی، رسانهای و مقابله با نفوذ همچنان نیازمند بازسازی و ارتقای جدی است.هر جنگ بزرگ، یک دانشگاه راهبردی است. ملتهایی که از تجربیات خود درس بگیرند، حتی از دل خسارتها نیز قدرت جدید تولید میکنند.
نتیجهگیری:
جنگ دوازدهروزه را نباید صرفاً با معیار پیروزی یا شکست نظامی سنجید. این نبرد، آزمونی برای ساختار حکمرانی، دستگاههای امنیتی، نخبگان سیاسی و افکار عمومی بود. مهمترین درس آن نیز این است که تهدید اصلی آینده، تنها حمله خارجی نیست؛ بلکه ترکیب نفوذ، جنگ شناختی، خطای محاسباتی و اختلاف داخلی است.اگر تجربه این جنگ به افزایش بصیرت، اصلاح نقاط ضعف، مقابله با نفوذ و تقویت وحدت ملی منجر شود، هزینههای آن میتواند به سرمایهای راهبردی برای آینده کشور تبدیل گردد. در غیر این صورت، تاریخ بار دیگر نشان خواهد داد که بزرگترین ضربهها نه از بیرون مرزها، بلکه از غفلتها و شکافهای درون جبهه خودی آغاز میشوند.
- نویسنده: مهر نیوز mehrnews

























































































