ابعاد غافلگیری تاریخی در آسمان اردن؛ عملیاتی که آمریکا را بی‌گزینه کرد
ابعاد غافلگیری تاریخی در آسمان اردن؛ عملیاتی که آمریکا را بی‌گزینه کرد

حمله به پایگاه موفق‌السلطی را نباید صرفاً یک عملیات تاکتیکی و محدود دید؛ این حمله در شرایطی رخ داد که آمریکا و رژیم صهیونیستی ماه‌ها تلاش کرده بودند توان موشکی ایران را از بین ببرند.

خبرگزاری مهر- گروه سیاست: چند هفته پس از حملات موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن، ابعاد این عملیات همچنان در محافل نظامی و امنیتی غرب مورد بررسی است. آنچه این حملات را به یک نقطه مهم در جنگ ایران و آمریکا تبدیل کرده، صرفاً اصابت چند موشک به یک پایگاه نظامی نیست؛ مسئله اصلی این است که ایران پس از ماه‌ها حملات سنگین آمریکا و رژیم صهیونیستی، همچنان توانسته است اهداف نظامی آمریکا را در عمق منطقه شناسایی و با موشک‌های بالستیک هدف قرار دهد.

این واقعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به هدف اعلامی واشنگتن در آغاز جنگ توجه کنیم: نابودی توان موشکی و زیرساخت تولید موشک ایران.

اما پنج ماه پس از آغاز حملات، گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی و اروپایی نشان می‌دهد این هدف محقق نشده است.

Financial Times در تحلیلی درباره تغییر تاکتیک‌های ایران تصریح کرده که جمهوری اسلامی با وجود صدها حمله آمریکا توانسته اثربخشی نیروی موشکی خود را حفظ کند و در ماه‌های بعد، شیوه‌های عملیاتی خود را نیز ارتقا دهد. این روزنامه از حملات دقیق ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن، کویت و بحرین خبر داده و تغییر در نوع موشک‌ها، زمان‌بندی شلیک و تاکتیک‌های عملیاتی ایران را از عوامل افزایش اثربخشی حملات دانسته است.

پایگاه موفق‌السلطی؛ هدفی فراتر از یک پایگاه

پایگاه هوایی موفق‌السلطی در شرق اردن یکی از مراکز مهم حضور نظامی آمریکا در منطقه است. اهمیت این پایگاه صرفاً به هواپیماهای مستقر در آن محدود نمی‌شود؛ بلکه این پایگاه در شبکه عملیات هوایی، شناسایی و پشتیبانی آمریکا در غرب آسیا نقش دارد. به همین دلیل، انتخاب موفق‌السلطی را باید بخشی از یک محاسبه بزرگ‌تر دانست.

ابعاد غافلگیری تاریخی در آسمان اردن؛ عملیاتی که آمریکا را بی‌گزینه کرد

ایران در این عملیات نشان داد که میدان پاسخ به حملات آمریکا الزاماً محدود به خاک ایران نیست و هر پایگاه، مرکز فرماندهی یا گره عملیاتی آمریکا در منطقه می‌تواند در معرض پاسخ قرار گیرد.

در حمله ۱۷ ژوئیه، سه نظامی آمریکایی کشته شدند؛ موضوعی که حتی در گزارش‌های رسانه‌های غربی نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین حملات ایران علیه نیروهای آمریکایی در این جنگ بازتاب یافت. رویترز گزارش داد که حمله ایران به پایگاه آمریکا در اردن به کشته شدن دو نظامی آمریکایی و مفقود شدن یک نظامی دیگر منجر شد؛ گزارش‌های بعدی شمار تلفات را سه نفر اعلام کردند.

این حادثه در واقع یک پیام روشن داشت: فاصله جغرافیایی و استقرار سامانه‌های پیشرفته پدافندی، برای نیروهای آمریکایی مصونیت ایجاد نمی‌کند.

شکست یک ادعا؛ موشک‌های ایران از بین نرفته‌اند

مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران در این حملات، شاید نه خود اصابت‌ها، بلکه شکست یک ارزیابی آمریکایی باشد.

واشنگتن و تل‌آویو از ماه‌های نخست جنگ تلاش کردند زیرساخت‌های موشکی ایران را با حملات گسترده از بین ببرند. اما آنچه در ادامه جنگ رخ داد، تصویر متفاوتی ارائه کرد.

Wall Street Journal در گزارشی درباره توان موشکی ایران نوشت حمله مرگبار به پایگاه موفق‌السلطی نشان داد ایران همچنان یک توان موشکی قابل توجه در اختیار دارد. این روزنامه همچنین گزارش داد که برخی پایگاه‌های موشکی زیرزمینی ایران که در ماه‌های مارس و آوریل هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بودند، مجدداً عملیاتی شده‌اند. این مسئله یک شکست مهم در محاسبات اولیه آمریکا محسوب می‌شود. هدف قرار دادن یک سایت موشکی با نابودی توان موشکی تفاوت دارد.

توان موشکی ایران مجموعه‌ای از زیرساخت‌های زیرزمینی، موشک‌های متحرک، ذخایر پراکنده، خطوط تولید، مراکز فرماندهی و سامانه‌های شناسایی و هدف‌یابی است. از بین بردن بخشی از این زنجیره، الزاماً به معنای حذف کل توان نیست.

غافلگیری بزرگ‌تر؛ ایران فقط موشک شلیک نکرد، تاکتیک خود را تغییر داد

یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در گزارش Financial Times، تحول تاکتیکی ایران در طول جنگ است.

بر اساس این گزارش، ایران از موشک‌های قدیمی‌تر و کم‌دقت‌تر فاصله گرفته و در حملات بعدی بیشتر به سمت موشک‌های دقیق‌تر حرکت کرده است. تغییر زمان شلیک، ترکیب انواع مختلف موشک‌ها و هماهنگی بهتر میان نیروهای مختلف نیز از دیگر تغییرات مورد اشاره تحلیلگران غربی است. این تحول اهمیت زیادی دارد.

ایران در میدان نبرد صرفاً در حال «پاسخ دادن» نبوده است؛ بلکه در حال یادگیری از جنگ و اصلاح تاکتیک‌های خود بوده است.

در مقابل، آمریکا برای حفظ برتری دفاعی خود ناچار است با هر تغییر تاکتیکی ایران، آرایش پدافندی و اطلاعاتی خود را تغییر دهد.

این یعنی ابتکار عمل در جنگ موشکی، یک موضوع ثابت نیست و ایران توانسته بخشی از ابتکار عملیاتی را به دست آورد.

پدافند آمریکا؛ از سپر مطمئن تا سامانه‌ای تحت فشار

آمریکا در منطقه از مجموعه‌ای از پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاع موشکی جهان استفاده می‌کند؛ از THAAD و Patriot گرفته تا سامانه‌های دریایی و جنگنده‌های پیشرفته.

با این حال، حملات ایران نشان داد هیچ‌یک از این سامانه‌ها نمی‌توانند برای پایگاه‌های آمریکا مصونیت کامل ایجاد کنند.

ابعاد غافلگیری تاریخی در آسمان اردن؛ عملیاتی که آمریکا را بی‌گزینه کرد

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) در تحلیلی درباره جنگ ایران اعلام کرده است که دفاع هوایی آمریکا و متحدانش در مجموع نرخ رهگیری بالایی داشته، اما کامل نبوده و برخی حملات ایران توانسته‌اند از این شبکه عبور کرده و موجب تلفات و خسارت گسترده به پایگاه‌ها شوند. این مرکز در عین حال اعلام کرده که ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا به شدت کاهش یافته است؛ موجودی Patriot به کمتر از هزار فروند و موجودی THAAD به حدود ۲۵۰ رهگیر رسیده است.

این ارقام یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: ایران برای وارد کردن فشار به آمریکا الزاماً نیازمند عبور همه موشک‌هایش از پدافند نیست. کافی است بخشی از حملات با موفقیت عبور کند و در عین حال، سامانه دفاعی آمریکا را مجبور به مصرف ذخایر گران‌قیمت خود کند.

جنگ فرسایشی؛ نقطه قوت ایران در برابر برتری فناوری آمریکا

در یک نبرد کوتاه، فناوری و برتری هوایی آمریکا یک مزیت تعیین‌کننده است؛ اما هرچه جنگ طولانی‌تر شود، مسئله ذخایر، تولید، بازسازی و هزینه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اینجاست که وضعیت برای آمریکا پیچیده‌تر می‌شود.

گزارش جدید AP بر اساس تحلیل CSIS می‌گوید ذخایر موشک‌های Patriot آمریکا حدود ۶۵ درصد و ذخایر THAAD حدود ۳۸ درصد کاهش یافته است. این کاهش ذخایر ممکن است واشنگتن و متحدانش را در آینده مجبور کند در انتخاب اهدافی که برای آنها رهگیر مصرف می‌کنند، ریسک بیشتری بپذیرند. این مسئله را باید در کنار هزینه بالای تولید و جایگزینی این رهگیرها قرار داد. بنابراین ایران با یک الگوی نامتقارن مواجه است: موشک مهاجم، بخشی از توان تهاجمی ایران است؛ اما رهگیری آن برای آمریکا هزینه بسیار بیشتری دارد.

هرچه این روند طولانی‌تر شود، فشار بر ذخایر دفاعی آمریکا افزایش می‌یابد.

ایران شبکه دفاعی آمریکا را هدف قرار داده است

یکی از نکات مهم در گزارش Financial Times این است که ایران در مراحل مختلف جنگ، علاوه بر پایگاه‌ها، برخی سامانه‌های راداری و هشدار زودهنگام مرتبط با شبکه دفاع موشکی آمریکا و متحدانش را نیز هدف قرار داده است. این موضوع از نظر نظامی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

در جنگ موشکی، رادار و سامانه هشدار زودهنگام به اندازه رهگیر اهمیت دارند.

اگر مهاجم بتواند رادار، کشف هدف، انتقال اطلاعات، تصمیم‌گیری، شلیک رهگیر را مختل کند، حتی پیشرفته‌ترین رهگیرها نیز با مشکل مواجه خواهند شد. از این منظر، عملیات ایران را باید نه صرفاً «حمله موشکی»، بلکه حمله به معماری دفاعی آمریکا در منطقه دانست.

یک شکست اطلاعاتی برای آمریکا

یکی دیگر از نکات قابل توجه در حملات اردن، دقت هدف‌یابی ایران است. مقامات نظامی آمریکا نیز عملاً به اهمیت این مسئله اذعان کرده‌اند.

رویترز گزارش داده است که فرمانده سنتکام به نیروهای آمریکایی هشدار داده انتشار ویدئوها و تصاویر از پایگاه‌های نظامی می‌تواند اطلاعاتی درباره محل استقرار نیروها و نتیجه حملات در اختیار ایران قرار دهد و به هدف‌یابی حملات بعدی کمک کند.

این هشدار نشان می‌دهد ایران در حوزه اطلاعات میدان نبرد و بهره‌گیری از اطلاعات متن‌باز نیز توانسته به یک چالش برای نیروهای آمریکایی تبدیل شود.

از سوی دیگر، The Guardian از نقش احتمالی تصاویر ماهواره‌ای تجاری و فناوری‌های چینی در ارتقای هدف‌یابی ایران خبر داده است؛ هرچند کارشناسان غربی درباره میزان کمک مستقیم خارجی اختلاف نظر دارند. همان گزارش تأکید می‌کند که تحول اصلی در توان موشکی ایران حاصل پیشرفت چندساله در حوزه ناوبری، دقت، مانورپذیری و تاکتیک‌های عملیاتی بوده است.

بنابراین حتی در روایت منابع غربی نیز، یک واقعیت روشن است: ایران توانسته چرخه شناسایی تا اصابت را به شکل قابل توجهی ارتقا دهد.

چرا موفق‌السلطی به نماد تبدیل شد؟

حمله به موفق‌السلطی از این جهت اهمیت دارد که تصویری را که آمریکا از امنیت پایگاه‌هایش ساخته بود، زیر سؤال برد. پایگاه‌های آمریکا در منطقه طی سال‌ها با سامانه‌های پدافندی، استحکامات، جنگنده‌ها و سامانه‌های هشدار زودهنگام حفاظت شده‌اند.

با این حال، حمله ایران نشان داد این مجموعه نمی‌تواند تضمین‌کننده امنیت مطلق باشد. حتی The Guardian نیز با اشاره به کشته شدن سه نظامی آمریکایی در این پایگاه، آن را نمونه‌ای از افزایش دقت حملات موشکی ایران و چالش ایجادشده برای دفاع آمریکا دانسته است.

به این ترتیب، موفق‌السلطی فقط یک پایگاه مورد اصابت قرارگرفته نیست؛ بلکه به نماد آسیب‌پذیری شبکه نظامی آمریکا در غرب آسیا تبدیل شده است.

از انهدام هدف تا تغییر رفتار دشمن

یکی از اشتباهات رایج در ارزیابی عملیات‌های موشکی این است که موفقیت را صرفاً با تعداد اهداف منهدم‌شده بسنجیم. در حالی که در جنگ مدرن، یک حمله می‌تواند بدون انهدام گسترده تجهیزات دشمن نیز اثر راهبردی داشته باشد.

اگر یک پایگاه مجبور شود هواپیماهای خود را جابه‌جا کند، نیروهایش را به نقاط امن‌تر منتقل کند، سامانه‌های پدافندی بیشتری مستقر کند، ساعات و الگوی پروازها را تغییر دهد، یا برای هر عملیات نیازمند حفاظت بیشتر باشد، هزینه عملیاتی آن افزایش یافته است.

این همان نقطه‌ای است که توان موشکی ایران می‌تواند فراتر از «قدرت تخریب» عمل کند و به ابزار سلب آزادی عمل از آمریکا تبدیل شود.

پیام دوم به آمریکا؛ جنگ را نمی‌توان در داخل ایران نگه داشت

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی عملیات ایران، گسترش جغرافیای پاسخ بود. آمریکا می‌تواند از فاصله‌ای دور به ایران حمله کند؛ اما ایران نشان داده است که پاسخ آن می‌تواند هزاران کیلومتر دورتر و در یکی از پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه فرود بیاید.

از اردن تا کویت و بحرین، پایگاه‌های آمریکا در منطقه اکنون بخشی از محاسبات بازدارندگی ایران هستند. این وضعیت برای واشنگتن یک مشکل اساسی ایجاد می‌کند: حمله به ایران دیگر صرفاً یک عملیات علیه اهداف داخل خاک ایران نیست؛ بلکه می‌تواند به آغاز یک زنجیره حملات علیه شبکه منطقه‌ای آمریکا منجر شود.

گزارش‌های غربی نیز به همین روند اشاره دارند و حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن، کویت و بحرین را بخشی از استمرار توان تلافی‌جویانه تهران دانسته‌اند.

دستاورد بزرگ‌تر؛ بازسازی بازدارندگی

ابعاد غافلگیری تاریخی در آسمان اردن؛ عملیاتی که آمریکا را بی‌گزینه کرد

حملات موفق ایران به پایگاه‌های آمریکا را باید در چارچوب بازدارندگی ارزیابی کرد. بازدارندگی زمانی شکل می‌گیرد که دشمن بداند اقدام نظامی علیه شما هزینه‌ای قطعی و قابل توجه خواهد داشت.

آمریکا ممکن است بتواند بخش بزرگی از موشک‌های ایران را رهگیری کند؛ اما اگر ایران همچنان بتواند بخشی از آنها را به اهداف حساس برساند، اگر بتواند ذخایر رهگیر آمریکا را مصرف کند و اگر بتواند پایگاه‌های آمریکا را مجبور به تغییر آرایش کند، معادله بازدارندگی تغییر خواهد کرد.

در این چارچوب، هدف ایران الزاماً نابودی همه پایگاه‌های آمریکا نیست.

هدف مهم‌تر می‌تواند این باشد که: آمریکا بداند هر حمله به ایران با هزینه‌ای واقعی، فوری و قابل پیش‌بینی همراه خواهد بود.

اعتراف ناخواسته منابع غربی به توان موشکی ایران

شاید مهم‌ترین بخش این ماجرا آن باشد که برای اثبات موفقیت عملیات ایران، نیازی به استناد صرف به روایت رسانه‌های داخلی نیست.

Financial Times از استمرار توان موشکی ایران سخن می‌گوید.

Wall Street Journal حمله موفق‌السلطی را نشانه باقی ماندن توان قابل توجه موشکی ایران می‌داند.

The Guardian از تحول قابل توجه در دقت، هدف‌یابی و تاکتیک‌های موشکی ایران گزارش می‌دهد.

و CSIS، اندیشکده نزدیک به ساختار امنیتی آمریکا، از کاهش شدید ذخایر رهگیرهای آمریکا و آسیب‌پذیری بیشتر شبکه دفاعی در صورت ادامه جنگ سخن می‌گوید.

این مجموعه داده‌ها در کنار یکدیگر تصویری روشن ارائه می‌کند: ادعای نابودی توان موشکی ایران با واقعیت میدان سازگار نیست.

جمع‌بندی؛ غافلگیری اردن فقط یک اصابت نبود

حمله به پایگاه موفق‌السلطی را نباید صرفاً یک عملیات تاکتیکی و محدود دید.

این حمله در شرایطی رخ داد که آمریکا و رژیم صهیونیستی ماه‌ها تلاش کرده بودند توان موشکی ایران را از بین ببرند. با این حال، ایران نه تنها توانست شلیک‌های موشکی خود را ادامه دهد، بلکه در طول جنگ تاکتیک‌های خود را نیز اصلاح کرد و به سمت استفاده مؤثرتر از موشک‌های دقیق‌تر، تغییر الگوی شلیک و هدف قرار دادن اجزای حساس شبکه دفاعی آمریکا حرکت کرد.

در سوی مقابل، آمریکا با وجود برخورداری از برتری تکنولوژیک و پدافندی، با یک مشکل فزاینده روبه‌رو شده است: حفاظت از مجموعه گسترده پایگاه‌ها و نیروهایش در برابر حملات مستمر ایران، هزینه‌ای روزافزون بر دوش واشنگتن گذاشته است.

کاهش ذخایر Patriot و THAAD، افزایش نگرانی فرماندهان آمریکایی درباره امنیت پایگاه‌ها و هشدار درباره انتشار اطلاعات از سوی نیروهای آمریکایی، همگی نشانه‌هایی از همین فشار هستند.

از این منظر، غافلگیری واقعی در آسمان اردن نه فقط عبور یک یا چند موشک از شبکه دفاعی آمریکا، بلکه بقای یک توان موشکی بود که واشنگتن تصور می‌کرد در اثر ماه‌ها بمباران از بین رفته است.

ایران در این عملیات یک پیام روشن به آمریکا ارسال کرد:

توان موشکی جمهوری اسلامی حتی زیر شدیدترین حملات نیز قابل حذف نیست؛ و هرچه فشار نظامی علیه ایران افزایش یابد، دامنه پاسخ می‌تواند به شبکه‌ای از پایگاه‌ها و منافع آمریکا در سراسر منطقه کشیده شود.

به همین دلیل، موفق‌السلطی را باید فراتر از یک پایگاه نظامی دید؛ این پایگاه به نمادی از یک تغییر مهم در معادله جنگ تبدیل شده است:

آمریکا هنوز قدرت تخریب گسترده دارد، اما ایران نشان داده است که توان پاسخ، ابتکار تاکتیکی و قدرت تحمیل هزینه خود را حفظ کرده است.

و در جنگی که قرار بود با نابودی توان موشکی ایران پایان یابد، شاید مهم‌ترین سؤال امروز واشنگتن این باشد:

اگر پس از ماه‌ها حمله، موشک‌های ایران هنوز به پایگاه‌های آمریکا می‌رسند، برای از بین بردن این توان واقعاً به چند ماه یا چند سال جنگ دیگر نیاز است؟

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]