درجنگ، دولتها میتوانند با حمایت مالی از کارفرمایان و تغییر کاربری صنایع، از ریزش نیروی کار جلوگیری کنند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم, در شرایطی که سایه سنگین بحرانهای نظامی و امنیتی بر سر یک کشور میافتد، اقتصاد نخستین سنگری است که مورد حمله قرار میگیرد. در این میان، «بازار کار» به دلیل وابستگی شدید به آرامش و پیشبینیپذیری، بیش از هر بخش دیگری آسیبپذیر است. ریزش نیروی کار در زمان جنگ، نه تنها ناشی از ناامنی فیزیکی، بلکه محصول فروپاشی زنجیره تأمین و ناامیدی از آینده است. با این حال، با اتخاذ استراتژیهای هوشمندانه، میتوان نه تنها از ریزش نیرو جلوگیری کرد، بلکه نرخ بیکاری را در سطحی مدیریتشده نگه داشت.
۱٫ انعطافپذیری عملیاتی و توسعه «دورکاری امن»نخستین گام برای جلوگیری از توقف فعالیتها، تغییر مدل حضور کارگران است. در مناطقی که امنیت فیزیکی تهدید میشود، دولت و بخش خصوصی باید زیرساختهای لازم برای دورکاری را فراهم کنند. این کار باعث میشود پیوند میان کارگر و کارفرما قطع نشود. در مشاغل خدماتی و دانشبنیان، این استراتژی میتواند نرخ ریزش را به حداقل برساند.
۲٫ تغییر کاربری موقت خطوط تولید (اقتصاد مقاومتی فعال)بسیاری از صنایع در زمان جنگ با کاهش تقاضا مواجه میشوند که منجر به تعدیل نیرو میگردد. راهکار کلیدی در اینجا، «تغییر کاربری هوشمند» است. برای مثال، کارخانجات نساجی یا قطعهسازی میتوانند با حمایت دولت، بخشی از نیازهای لجستیکی و امدادی دوره بحران را تأمین کنند. این اقدام، تقاضا برای نیروی کار را حفظ کرده و از تعطیلی واحدهای صنعتی جلوگیری میکند.
۳٫ مداخله مستقیم دولت از طریق «یارانهی حفظ اشتغال»در شرایط جنگی، بودجههای عمرانی معمولاً به سمت بودجههای دفاعی سوق مییابد، اما بخشی از این بودجه باید صرف «صندوق ثبات اشتغال» شود. دولت میتواند با پرداخت بخشی از دستمزد کارگران در واحدهای آسیبدیده، بار مالی کارفرمایان را سبک کند تا آنها ناچار به اخراج نیروهای خود نشوند. معافیتهای مالیاتی آنی و استمهال بدهیهای بانکی برای واحدهایی که نیروی کار خود را حفظ میکنند، الزامی است.
۴٫ بازآموزی سریع و انتقال نیروی کار (Reskilling)جنگ تقاضا در برخی بخشها (مثل گردشگری) را صفر و در برخی دیگر (مثل بهداشت، لجستیک و صنایع غذایی) را به شدت افزایش میدهد. یک سیستم مدیریت بحران کارآمد، باید برنامههای بازآموزی کوتاهمدت اجرا کند تا نیروی کار بخشهای تعطیلشده، به سرعت جذب بخشهای پرتقاضا در زمان بحران شوند. این جابجایی هوشمند، مانع از تبدیل «بیکاری اصطکاکی» به «بیکاری ساختاری» می شود.
۵٫ تقویت امنیت روانی و حمایتهای اجتماعیریزش نیروی کار همیشه به دلیل نبودِ کار نیست؛ گاهی ناشی از مهاجرت یا کنارهگیری به دلیل ترس و فشار روانی است. ایجاد نظامهای حمایتی، از جمله بیمه بیکاری اضطراری و مشاورههای روانی در محیط کار، به کارگر اطمینان میدهد که در صورت تداوم بحران، رها نخواهد شد. این «امنیت خاطر»، وفاداری به سازمان و ماندگاری در بازار کار را تقویت میکند.
۶٫ صیانت از زنجیره تأمین کوچک و متوسط (SMEs)بنگاههای کوچک و متوسط، بیشترین سهم را در اشتغال دارند و در عین حال ضعیفترین حلقههای اقتصادی در زمان جنگ هستند. ایجاد شبکههای توزیع امن برای مواد اولیه و تضمین خرید محصولات این بنگاهها توسط نهادهای عمومی، مانع از فروپاشی تودهای اشتغال در سطح خرد میشود.
به گزارش تسنیم,کنترل بیکاری در شرایط جنگی، بیش از آنکه یک چالش اقتصادی باشد، یک «عملیات لجستیکی و مدیریتی» است. صیانت از نیروی کار در این دوران، به معنای حفظ زیربنای انسانی برای بازسازی کشور در دوران پس از جنگ است. با ترکیب «انعطافپذیری بخش خصوصی» و «حمایت هوشمند دولت»، میتوان ضربآهنگ کار و تولید را حتی در سختترین روزها حفظ کرد و مانع از آن شد که بحران نظامی به یک فاجعه اجتماعی مزمن تبدیل شود.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews














































































































































