به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, عبدالله بهرامی,رئیس اتاق تعاون استان تهران؛مدیرعامل اتحادیه سراسری تعاونیهای فرش دستباف ایران در یادداشتی در آستانه سیوسومین نمایشگاه بینالمللی فرش دستباف ایران درباره فرش دستباف نوشت:گاهی یک ملت را نه با منابع طبیعیاش، نه با ساختمانهای بلندش و نه تنها با صفحات تاریخش، بلکه با هنری میشناسند که روح و اندیشه آن ملت را در خود جاودانه کرده است. برای ایران، بیتردید یکی از روشنترین نشانههای این هویت ماندگار، فرش دستباف است؛ اثری که نه فقط بر زمین گسترده میشود، بلکه بر شانههای تاریخ ایستاده و روایتگر تمدنی چند هزار ساله است.
فرش دستباف ایران، یک کالای معمولی نیست؛ یک سند فرهنگی، یک سرمایه اجتماعی و یک اثر هنری زنده است. در تار و پود آن، ذوق ایرانی، صبر انسانی، اندیشه هنری و تجربه نسلها در هم تنیده شده است. هر گره آن، داستانی از زندگی است و هر نقش آن، صفحهای از کتاب فرهنگ این سرزمین.
فرش ایرانی را نمیتوان تنها با متر و قیمت سنجید؛ همانگونه که نمیتوان ارزش یک شعر ماندگار، یک اثر خوشنویسی یا یک شاهکار معماری را تنها با مواد اولیه آن اندازهگیری کرد. ارزش واقعی فرش دستباف در روحی است که هنرمند ایرانی در آن دمیده است.
کسی که یک فرش اصیل ایرانی را انتخاب میکند، صرفاً صاحب یک کالای تزئینی نمیشود؛ بلکه امانتدار بخشی از تاریخ و تمدن ایران میگردد. او اثری را به خانه خود میبرد که حاصل ماهها و گاه سالها تلاش، عشق و مهارت انسانی است؛ اثری که میتواند نسلها در یک خانواده باقی بماند و خاطرهای ارزشمند برای فرزندان و آیندگان باشد.
فرش دستباف از معدود آفریدههای بشری است که گذر زمان نه از ارزش آن میکاهد، بلکه بر اصالت و اعتبار آن میافزاید. بسیاری از کالاها با گذشت سالها فرسوده میشوند، اما فرش اصیل ایرانی با گذشت زمان، داستانهای بیشتری برای گفتن پیدا میکند و به میراثی ماندگار تبدیل میشود.
اما امروز این میراث ارزشمند در شرایطی قرار گرفته است که نیازمند توجه، حمایت و نگاه راهبردی ملی است.
فرش دستباف ایران سالها یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی و اقتصادی کشور در جهان بود. نام ایران در معتبرترین بازارهای جهانی با هنر فرش، خلاقیت طراحان و مهارت بینظیر بافندگان ایرانی شناخته میشد. این هنر-صنعت، علاوه بر ایجاد اشتغال گسترده، بهویژه در مناطق روستایی و کمتر برخوردار، سهم مهمی در صادرات غیرنفتی کشور داشت و سفیر فرهنگی ایران در جهان به شمار میرفت.
اما مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی، شرایط دشواری را برای این حوزه رقم زده است. تحریمهای خارجی، محدودیتهای بانکی، دشواری حضور در بازارهای جهانی، افزایش هزینه مواد اولیه، رشد نرخ ارز، تورم، کاهش قدرت خرید و برخی مقررات داخلی که بدون توجه کافی به ویژگیهای خاص فرش دستباف اجرا شدهاند، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان، صادرکنندگان و جامعه بزرگ قالیبافان وارد کرده است.
کاهش چشمگیر صادرات فرش ایران در سالهای اخیر، تنها یک عدد اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه کاهش حضور یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی ایران در بازار جهانی است.
اما عمیقترین نگرانی را باید نه در آمارها، بلکه در سکوت کارگاههای قالیبافی جستوجو کرد.
در بسیاری از مناطق کشور، دارهای قالی که روزگاری محور زندگی اقتصادی خانوادهها بودند، یکی پس از دیگری خاموش میشوند. دارهایی که زمانی مهد خلق زیباترین نقشهای ایرانی بودند، امروز در معرض فراموشی قرار گرفتهاند.
چه تلخ است که دار چوبی قالی، به جای آنکه بستر آفرینش یک شاهکار هنری باشد، در اثر بیتوجهی و مشکلات اقتصادی، برای گرمایش بخاریها تکهتکه شود؛ و دارهای فلزی که روزگاری زمینهساز خلق آثار ارزشمند بودند، راهی بازار ضایعات شوند.
اما واقعیت این است که با خاموش شدن یک دار قالی، فقط یک ابزار تولید از بین نمیرود؛ بخشی از یک مهارت تاریخی، یک فرهنگ خانوادگی و یک تجربه نسلبهنسل در معرض نابودی قرار میگیرد.
در مرکز این روایت، انسانی قرار دارد که باید بیش از هر چیز مورد احترام و تکریم قرار گیرد؛ بافنده ایرانی.
بافنده، تنها تولیدکننده یک محصول نیست؛ خالق هنر است. او نقاشی است که به جای رنگ و بوم، از تار و پود استفاده میکند؛ شاعری است که به جای واژه، با نقش و رنگ سخن میگوید؛ و هنرمندی است که بیهیاهو، نام ایران را در جهان پرآوازه کرده است.
شایسته نیست جامعهای که یکی از مهمترین نشانههای فرهنگی خود را مدیون دستهای این هنرمندان است، جایگاه اجتماعی و اقتصادی آنان را نادیده بگیرد. حمایت از بافنده، حمایت از یک فرد نیست؛ حمایت از ریشههای یک تمدن است.
در این مسیر، تعاونیهای فرش دستباف نقشی تاریخی و ارزشمند ایفا کردهاند. تعاونیها صرفاً بنگاه اقتصادی نیستند؛ آنها نماد مشارکت مردم، عدالت اقتصادی، اعتماد اجتماعی و حفظ تولید مردمی هستند.
همانگونه که هزاران گره کوچک در کنار هم یک فرش زیبا میآفریند، هزاران تلاش مردمی نیز در قالب تعاون میتواند آینده یک صنعت را تضمین کند. تعاونیهای فرش دستباف طی سالها، حلقه اتصال میان بافنده، تولیدکننده، بازار و صادرات بودهاند و چراغ بسیاری از کارگاهها را روشن نگه داشتهاند.
تقویت تعاونیها، حمایت از اتحادیهها، توسعه بازارهای داخلی و خارجی، تسهیل صادرات، توجه به برند ملی فرش ایران، آموزش نسل جدید و ارتقای جایگاه اجتماعی بافندگان، اقداماتی است که میتواند این هنر-صنعت را دوباره به جایگاه شایسته خود بازگرداند.
در چنین شرایطی، سیوسومین نمایشگاه بینالمللی فرش دستباف ایران که در هفدهم شهریورماه برگزار میشود، تنها یک رویداد تجاری نیست؛ بلکه فرصتی ملی برای دیدن دوباره شکوه هنر ایرانی و حمایت عملی از انسانهایی است که این هنر را زنده نگه داشتهاند.
از همه مردم ایران، هنردوستان، مجموعهداران، طراحان، معماران، فعالان اقتصادی و همه کسانی که به فرهنگ این سرزمین عشق میورزند دعوت میکنم از این فرصت ارزشمند استفاده کنند.
امروز خرید فرش دستباف ایرانی، تنها خرید یک محصول نیست؛ مشارکت در حفظ یک میراث است.
فرشی که امروز انتخاب میشود، فردا میتواند داستانی برای نسل بعد باشد؛ داستانی از اصالت، هنر، صبر و هویت ایرانی.
بیایید از بافندهای حمایت کنیم که با هر گره، بخشی از نام ایران را میبافد.بیایید از تعاونیهایی حمایت کنیم که اقتصاد مردمی این هنر را زنده نگه داشتهاند.بیایید اجازه ندهیم آخرین دارهای قالی خاموش شوند.
زیرا اگر روزی آخرین دار قالی خاموش شود، تنها یک کارگاه تعطیل نشده است؛ بخشی از زبان فرهنگی ایران خاموش شده است.
اما هنوز فرصت باقی است.هنوز میتوان این چراغ را روشن نگه داشت.هنوز میتوان به دستان هنرمند ایرانی امید داد. هنوز میتوان کاری کرد که نسلهای آینده، وقتی به یک فرش ایرانی نگاه میکنند، با افتخار بگویند:«این تنها یک فرش نیست؛ این بخشی از روح ایران است که برای ما به یادگار مانده است.»
فرش دستباف ایران، روایت زنده تمدنی است که قرنها سخن گفته و امروز نیز در تار و پود آن، صدای ایران شنیده میشود.باشد که با احترام به گذشته و مسئولیت در برابر آینده، این میراث بیبدیل را برای همیشه زنده نگه داریم.فرش دستباف ایران؛ روایت زنده تمدنی که در تار و پود آن، آینده یک ملت بافته میشود.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews



















































































































