گلابگیری سنتی در روستای گیلده شفت از یک آیین بومی به موتور محرک اشتغال، گردشگری و تولید تبدیل شده است.
خبرگزاری تسنیم، شفت – زلیخا صفری – فصل بهار در دشتهای وسیع و سبز شهرستان شفت، میان شالیزارهای در هم تنیده و درختان انبوه، روستایی پیچیده در عطر دلانگیز گل محمدی میروید تا زیبایی، لطافت و تلاش و تولید را در منطقه خوشبوتر کند و از دل تمام کمبودها یک دستاورد حوزه تولید و اقتصاد را به رخ تمام ایران بکشد.
در این روستا با سپیده دم، و با بیدار شدن مردان و زنان که بعد از اقامه نماز صبح راهی شالیزارها میشوند غنچههای صورتی باغات در اردیبهشت باز میشوند و این گلدهی با تلاش در شالیزارها در هم میآمیزد و عطر این گلها و گلاب در کنار تولید رنج و برنج جلوه خاص به روستا میدهد و هر گذری که از روستای گیلده بگذرد سرسبزی شالیزارها را با پیچش عطر گلهای محمدی باغات میتواند بچشد و ببیند و البته شفق که روبه پایان میرود، گلها شکفتهتر و رنگ گلهای محمدی کمرنگ میشود، هرچه شعلههای خورشید به ظهر نزدیک میشود، گلهای محمدی تماما به سفیدی میزند، این هم یکی از شگفتیهای سرزمین گیلان و گل محمدی در روستای گیلده است.


در اولین ساعات صبح یکی از روزهای آفتابی خرداد ماه، راهی شهرستان شفت شدیم؛ دیاری که با طبیعت سرسبز و مردمان سختکوشش، نمادی از تلاش و زندگی روستایی را به رخ ما میکشد، سکوت شهر شفت در نخستین لحظات ورود، نشان از محرومیت و کمتر توسعهیافتگی این شهرستان داشت، اما با عبور از روستاهای شالده، برزوهندان، خمیران، خطیبان، چکوسر، تکرم و ناصران، زندگی جاری در شالیزارها و باغات گلمحمدی، حال و هوای دیگری به این سفر بخشید.
در مسیر رسیدن به روستای گیلده، عطر گلهای محمدی و صدای تلاش مردان و زنان در شالیزارها، نوای زندگی را در ساعات اولیه صبح به گوش میتازاند و من از این همه زنده بودن و پویایی به خود میبالیدم که اهل سرزمین گیلانم.
کمی در مسیر و از لابلای شالیزاران سبز گذشتم و سبزی خیره کننده شالیزار و عطر آب و گل و در کنارش عطر گل محمدی، وای خدای من کاش میتوانستم این زنده بودن و زندگی را از لنز دوربین تا ذهن مخاطبانم، دست نخورده برسانم و همه از این حس خوب عطر و طعم و تلاش لذت ببرند، وقتی بگویم لذت سفر یعنی سفر در اولین روزهای خرداد به روستای گیلده و چشیدن عطر ناب محمدی، عطر ناب شالیزار اینجا بوتههای گل محمدی در هر سمت و سو جون نگینی نشسه در دل شالیزار و باید دید که طبیعت چه زیبا این نقاشی را کشیده است.

در مسیر، اهالی این روستا را میبینم که در فصل بهار که فصل تلاش و کوشش فراوان است، با دستهای پینهبسته در کنار کار و تلاش در شالیزارها با دلهایی سرشار از شور، آیین سنتی گلابگیری را با پخت انواع نان سنتی و خانگی در هر خانه و کاشانه برپا کرده اند؛ آیینی که نه تنها نماد هویت بومی است، بلکه قابلیت تبدیلشدن به یک رویداد گردشگری ملی را دارد که البته این رویداد نیازمند نگاه مسئولان استان و شهرستان را میطلبد تا به واقعیت نزدیکتر شود.
در این روستا در اولین ساعات میتوان در اکثر کوچهها و میان راهها زنان و مردانی را دید که زنبیل پر از گل را به دوش میکشند و به چیدن گلهای محمدی مشغول و یا با روشنکردن آتش زیر دیگهای مسی و تقطیر عطر و عشق، یاد اجدادشان را زنده میکنند.

گلابگیری در روستای گیلده شفت به صورت سنتی از اواخر قاجار رواج داشت و با ایجاد نخستین سایت گلابگیری جدید در سال ۱۳۸۹، باغها و سایتهای گلابگیری در این روستا توسعه یافت و امروزه گلابگیری در این روستا به عنوان یک میراث ارزشمند مطرح میشود.
در اولین ساعت صبح که البته وسط هفته هم بود من شاهد ماشینهایی بودم که در میان جادههای پیچ در پیچ روستا دور میزدند و دنبال باغات گلمحمدی میگشتند و حتی اسم کارگاهها را به زبان میآوردند و این در حالی است که امروز بسیاری از گردشگران به کاشان میروند تا مراسم گلابگیری را در شهرهایی همچون؛ نیاسر، قمصر، اردهال و کاشان ببینند، مردم گیلان هم به روستاهای؛ گیلده، خطیبان، بیالو و کمسار میروند تا از نزدیک گلهای محمدی شکفته شده را ببینند و گلاب نابی را تهیه کنند که در باغهای گیلان تولید میشود، اگر بخت یار باشد و صبح زود به باغ برسند، رنگ گلهای محمدی را صورتی میبینند و من در اولین ساعت صبح گل صورتی را دیدم.
ولی اگر علاقمندان به قول مولانا روزشان دیر شود، روزیشان هم گلهای سفید خواهد بود و متعجبانه از باغدار میپرسند که چرا این گلهای محمدی مثل گلهای کاشان صورتی نیست؟! که این رنگ گل، بسته به شرایط آب و هوا، پستی و بلندی و حتی نوع خاک، رنگ گلها متفاوت است با این حال اگر صبح زود بیایید، گلها را صورتی خواهید دید.

این پاسخ یوسفی، جوان باغدار به چند بانوی میان سال رشتی است که سالهاست با نصب دستگاه تقطیر و فراگیری روش گلابگیری، شیوه سنتی نیاکان خود را در گیلده گسترش داد، امروز شاهد افزایش سطح زیر کشت گلهای محمدی در این روستا هستیم زیرا هرساله به این روستا در فصل برداشت گل سرکی میکشم و طبق آنچه که دیدم تعداد بیشتری از اهالی، روش سنتی و نیمه صنعتی گلابگیری را در دهستان جیرده گسترش دادهاند.
چیزی که بسیار برایم با ورود به روستای گیلده و روستاهای اطراف جالب بود، بنرهای تبلیغاتی زیاد بود که برای فروش گلاب و دیگر عرقیات سنتی گیلان، هر رهگذری را به کارگاههای گلابگیری با اسامی خاص دعوت میکردند، باغدارانی که تا یک دهه پیش به روش کاملا سنتی و در دیگهای خانگی گلاب تهیه میکردند، اکنون در بیشتر خانهها یک دستگاه نیمه صنعتی فرآیند سنتی را راحتتر کرده است.
آنهایی هم که دیگ مسی و لولههای تقطیر ندارند، گلهای باغ خود را به دارندگان میفروشند و این زنبیل گل که با ورود به روستاهای منطقه در ساعت اولیه صبح بر دوش زنان و مردان دیدم همان فروش گل بود و این یعنی کمک به اقتصاد خانواده و رونق تولید در روستا.
بعد از گشتزنی دو تا سه ساعت در روستا کم کم در مسیر راه باغات گل میزبان گردشگران و میهمانان بیشتر میشد و درب منازل به روی همه باز و در اینجا میتوان رونق اقتصاد را با عطر نان که توسط زنان پخت میشد و فروش تولیدات دستی زنان، انواع میوههای فصل روستا، صنایع دستی و به ویژه سفال و غیره را به چشم دید و مردم این روستا همبستگی و کمک به یکدیگر را در کنار عطر گلاب به نمایش گذاشته بودند، این محصول خوشعطر و جذاب نه تنها زیبایی طبیعت استان گیلان و شهرستان را دوچندان کرده، بلکه تولید گلاب و فرآوردههای دیگر را نیز توسعه داده است.

امروزه در حالی که بسیاری از روستاهای کشور با مهاجرت، رکود تولید و فراموشی آیینهای محلی دست و پنجه نرم میکنند، گیلده هنوز سرپا و زنده و پویا ایستاده است و اقتصاد محلی این روستا میتواند با فروش گلاب، نانهای سنتی، گل خشک، دمنوش ها، صنایعدستی و غذاهای محلی شکوفاتر شود به شرطی که مسئولان از جهاد کشاورزی تا میراث فرهنگی و دیگر مسئولان استانی و شهرستانی همه دست در دست هم دهند تا با رفع مشکلات پیچش عطر گلاب و بوتههای پر گل روستا به فراموشی سپرده نشود و اتفاق و بلایی که بر سر باغات چای ما آمد سر گل و گلاب نیاید و … .
طبق آمارها سطح زیرکشت گلمحمدی در گیلان ۱۳۰ هکتار است و حدود ۳۹۰ بهرهبردار در دهستان جیرده روستای گیلده شهرستان شفت فعالیت دارند که از مهمترین رویدادهای فرهنگی و گردشگری در این روستا که با حضور و استقبال بینظیر همراه است روز پاسداشت گلمحمدی در گیلده جشن شکرانه برداشت و جشنواره گلابگیری است که این رویدادها در طی سالهای اخیر با فراز و فرود همراه بوده است.
در تهیه این گزارش به باغی که در اولین ساعت صبح مورد بازدید میهمانان زیادی بودی رفتیم و با اهالی منزل سلام و احوال پرسی کردیم، در اولین حرکت توسط صاحبخانه با نان گرمی که زنان میپختند و یک چای محلی پذیرایی شدیم و بعد از آن با جواد یوسفی یکی از تولید کنندگان گلاب ناب محمدی در روستای گیلده شفت در کنار بوتههای گل محمدی باغات گفتوگو کردیم.
یوسفی با بیان اینکه برنامه گلاب و گلابگیری در ایران قدمت یک هزار ساله دارد، اظهار کرد: ایرانیان باستان گرچه غریب به ۷ هزارسال پیش بحث کاشت گل محمدی را داشتند ولی تلاشگران در این عرصه یک هزار سال است که نسبت به تقطیر این عطر ناب محمدی برای شستشوی خانه خدا و حرمهای اهل بیت (ع) خصوصا در امامزادگان و مصارف خانگی و در شیرینی پزی و نوشیدنیها و غیره استفاده میکردند.
یوسفی میگوید: من اهل همین روستا هستم و از سال ۱۳۸۹ شروع به کار تولید گلمحمدی و گلابگیری کردند و تکثیر گل را دارم که حدودا در سال بیش از یک تن و پانصد از باغ خودمان برداشت گلمحمدی داریم و بیش از ۲ تن گل از باغداران دیگر خریداری میکنیم.
به گفته وی، برداشت گلمحمدی و گلابگیری که هرساله از نیمه اردیبهشت آغاز و تا اواسط خرداد ادامه دارد و او توانسته علاوه بر اشتغال و درآمدزایی برای جوانان روستا، با گذاشتن ردپای عطر خوش گل و گلاب، پای مسافران و گردشگران را در این منطقه بکر گیلان و گیلده شفت باز کند و رونق اقتصاد روستا را رقم زند.
این کارآفرین جوان از تولید و استحصال نزدیک به ۴ تن گلاب در کارگاه خود با همکاری خانواده خبر داد و گفت: تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا در این روستا، کاشت باغات گلمحمدی و کارگاهای گلابگیری را توسعه دهیم، من سه باغ گل دارم و دو باغ را هم از دوستانم که بلااستفاده بود گرفتم و گل کاشتم و از اهالی هم گل خریداری میکنم.
یوسفی از افزایش باغات گلمحمدی در این شهرستان خبر داد و افزود: امروز کشاورزان روستای گیلده و اطراف تلاش کردند تا زمینهایی که بلااستفاده بوده را با کاشت گل محمدی به یک منبع درآمد و کمک خرج برای خانواده تبدیل کنند اما مشکلاتی هم پیش روی ما تولیدکنندگان هست.
جواد با آهی که از ته دل میکشد در میان بوتههای پر از گل، نگاهی به گل میاندازد، با دست نوازشش میکند و میگوید: ما هیچ حمایتی نمیشویم، مشکلات را بارها مطرح کردیم ولی مسئولان هیچ توجه ندارند که بزرگترین مشکل و مسئله، مربوط به مجوز بهداشت است، اگر این مشکل حل نشود ما بیشتر آسیب میبینیم، من مجوز سیب سلامت را گرفتم ولی محصولاتم را به یک شرکت تولیدی خوراکی دادم، بازرسان هم برای بازدید میآمدند و من از سیب سلامت استفاده کردم ولی این مشکل را باید بهداشت رفع کند تا ما بتوانیم پروانه بگیریم و تولید را رونق بدهیم.
به گفته وی، سال گذشته آقای مقیمی، فرماندار شهرستان در همین باغ گل قول دادند که هفته بعد از جشنواره، معاون غذا و داروی استان را به روستا بیاورند و در همین روستا جلسه بگذارند تا مشکل بهداشت حل شود ولی یک سال از آن قول میگذرد و این در حالی است که ما به عنوان یک تولیدکننده گلاب، گیلده را در تقویم آوردیم و ثبت ملی شده و امروز حس رقابت با کاشان در ما ایجاد شده و ما میتوانیم از لحاظ کیفی این رقابت را داشته باشیم.
یوسفی با ابراز تأسف از اینکه نمیتوانیم محصولات تولیدی خود را در مغازههای شهرمان بفروشیم، گفت: این برای من تولیدکننده خیلی بد است و البته برای مسئولان شهرستان و استان بد تر، من هر جا که لازم و نیاز بود رفتم ولی به نتیجه مناسب نرسیدیم.
این جوان کارآفرین از روستای گیلده شفت با اشاره به اینکه حمایتها امروز در راستای افزایش تولید گلمحمدی در شهرستان چشمگیر نبوده و تسهیلات هم تا امروز بسیار کم بوده و تا امروز هیچ تسهیلاتی از جهاد کشاورزی دریافت نکرده، خواستار شد تا دولت مردان از جوانان روستا در راستای کاهش مهاجرت به شهرهای دیگر کمک کنند زیرا گیلده و شفت پتانسیل لازم را برای اشتغال و تولید و غنی شدن اقتصاد دارد.
این تولیدکننده گلاب، یکی از مهمترین مشکل کشاورزان و باغداران گلمحمدی را خارج شدن از سبک سنتی به سبک صنعتی از نگاه مسئولان دانست و بیان کرد: مسئولان شهرستان تأکید دارند تا یک شرکت صنعتی در روستا و شهرستان دایر شود و کشاورزان گلاب، تولید خود را به شرکت بفروشند و بستهبندی را شرکتی انجام دهد و این برای تولید کنندگان خوشایند نیست.

وی همچنین از عدم ساماندهی باغات توسط جهاد سازندگی گلایه کرد و افزود: اگر روستای گیلده به عنوان روستای پایلوت گلابگیری معرفی شود ما میتوانیم با هماهنگی جهاد، گل را از روستاهای هم جوار و کشاورزان با ارائه تسهیلات خریداری و به ما که کارگاه داریم بفروشد تا گلمحمدی و گلابگیری رونق بیشتری پیدا کند نه اینکه در هر روستا و در هر خانه یک کارگاه گلابگیری داشته باشیم، این بینظمی و عدم توازن در خرید گل و گلابگیری طعم گلاب را از گیلده ربوده و اگر این روند ادامه داشته باشد ما شاهد کاهش علاقمندی کشاورزان و نابودی باغات خواهیم بود.
این جوان خوشذوق گیلده که طبق صحبتهایش سالهای طولانی در عرصه گل و گلاب در کنار خانواده فعال است، میگوید: شاید به ظاهر، گلمحمدی و گلاب ما با کاشان فاصله داشته باشد که آن هم به جهت آب و هوا و خاک است ولی بارها گلاب گیلده را خودم گرفتم و تا چند شرکت در کاشان بردم و طبق آزمایش آنها درصد غلظت گلاب گیلده بالاتر از کاشان هم بوده است، باید حمایت بشویم تا طعم گلاب ما حفظ بشود و من اعتقاد دارم گلاب شرکتی نمیتواند این طعم را داشته باشد.
این گلکار روستای گیلده اعتقاد دارد؛ اگر مسئولان شهرستان روش خود را در حوزه گل و گلاب گیلده تغییر ندهند گلابگیری از گیلده خواهد رفت و باغات گل مثل باغات چای همین روستا که در گذشته ما باغ چای زیادی داشتیم از بین میرود.
یوسفی به کارگاه و باغ گل خود اشاره کرد و گفت: همین بچهها که در کنار من هستند و زنان روستا که اینجا و در بازارچه حیاط خانهمان نان میپزند و صنایع دستی و محصولات باغی میفروشند کمک به معیشت و اقتصاد خانواده میکنند و اگر این کارگاه و باغات از بین برود فکر کنید چه اتفاقی میافتد.

«حسین» گلهای چیده شده را برای فروش به این کارگاه یوسفی آورده است کلاه حصیری و چهره آفتاب سوختهاش نشان میدهد تازه از آمادهسازی بجارش فارغ شده است و میگوید: برنج کاری صرف ندارد، آب جواب نمیدهد، من چند هکتار شالیزار بایر دارم که از بیآبی نمیتوانم برنج بکارم، میخواهم به باغ گل محمدی تبدیل کنم، ولی نمیگذارند، تسهیلات و کمک نخواستیم، لاقل بگذارند گلمحمدی بکاریم!
این کشاورز و تولیدکننده، وقتی گلهایش وزن میشود نوری در چشمانش میدرخشد و دل خوش میکند به مبلغی که از فروش گلهایش به دست میآورد و البته تکرار میکند که خدا را شکر که میتواند گل بچیند و من نیز با جابجا کردن گلها که کمی پررنگ و به صورتی میزند دست میکشم و عطر ناب گل مشامم را عطر آگین میکند.
کشاورزی دیگری از روستای گیلده در بین بوتههای باغ گل خود به من گفت: باغ را حدود ۱۰ سال نگهداری میکنم، ۵۰۰ بوته گل دارم و با خریدگل از همسایهها سالانه تا ۲ تن گلاب میگیرم و این کار بیشتر روی علاقه و عشق به گلمحمدی است.
وی در حالی که با خنده روی لب با اشاره به اینکه گیلده کاشان دیگر است، میگوید: ما علاوه بر گلاب انواع عرقیات را هم میگیریم مثل عرق یونجه، کاسنی، حل و نعنا و غیره، استقبال هم خوب است و رونق فروش محصولاتمان نیز بسیار است.
این کشاورز به ظریف بودن گل محمدی اشاره کرد و گفت: زمان برداشت گل هم مهم است زیرا ما برداشت را از صبح شروع میکنیم و گل هم باید گلها تازه باشند تا معطر باشند.

بانوی کشاورز دیگر اهل روستای شفت که در این کارگاه و بازارچه خانگی محصولات خود را عرضه کرده بود نیز گفت: از قدیم در روستاهای گیلده و دیگر روستاها، زنان به سبک سنتی از گلهای حیاط منزل گلابگیری میکردند که این بعدها به فراموشی سپرده شد، من تلاش کردم با احیای باغات گل محمدی بتوانم سالانه بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ لیتر گلاب تولید کنم که این در راستای کمک به اقتصاد خانواده برایمان بسیار ارزشمند است و امیدواریم با رونق این صنعت بتوانیم مهاجرت از روستا به شهر را کاهش دهیم.
مریم خانم یکی دیگر از بانوان که انواع عرقیات و گلاب را جلوی درب منزل خود روی میزی برای عرضه مرتب چیده بود و آلوچههای ترش و شیرین با رنگ سبز و قرمز با نعنای تازه سابیده و ترشیهای محلی و هفتا بیجار نیز در کنار گلاب خودنمایی میکرد، میگوید: حدود ۷ سال است کار گلابگیری را شروع کردم، در ابتدا باغ گل نداشتم و از مردم خرید میکردم و بعدها توانستم برای خودم باغ گلی ایجاد کنم و امروز ۱۰۰ بوته گل دارم، من با گلهای باغ خودم و گلهایی که خریداری میکنم توانستم حدود ۸۰۰ تا هزار لیتر گلاب تولید کنم تا بتوانم سالانه هم برای مصرف و هم کمک خرج خانواده باشیم.
در میان این عطر و طعم دریافتم که روستا همواره نمادی از پویایی و کارآفرینی است که میتوان با احیای ظرفیتهای بومی و محلی برای رونق اشغال و تولید در این مناطق گام برداشت در ادامه همین نگاه، حمایت و توجه دولت به روستاها، تلاشی برای بازگشت و تقویت جنبه تولیدکنندگی روستاییان و به عبارتی راهبردی برای توسعه روستا است.
گیلده یکی از روستاهای دیدنی شهرستان شفت استان گیلان است، روستایی است جلگهای که رودخانه چناررودخان از وسط آن میگذرد و در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی شفت واقع است، کار و پیشه مردم آن پرورش گل محمدی، کشاورزی، دامداری، پرورش نوغان و ماهی است، وجه تسمیه این روستا را هم میتوان هم گُلده و هم گیلده به معنای روستای پرگل.
مردم روستای همجوار از این روستا گِل را برای ساخت ظروف گِلی به روستای خود میبرند، بر اساس آمار سال ۷۹ این روستا دارای ۸۳ هکتار برنج زار، ۲۲ هکتار باغ چای و ۱۵ هکتار توتستان و چندین هکتار باغ پرورش گل محمدی است.
اگر برخی اقدامات عملی شود، گیلده میتواند نام خود را بهعنوان یک روستای خلاق در زمینه فرهنگ و آیین سنتی در نقشه گردشگری کشور ثبت کند؛ الگویی که ثابت میکند چگونه یک آیین ساده با مشارکت مردمی، مدیریت علمی و حمایت رسانهای، میتواند تبدیل به موتور محرکه توسعه محلی شود.
برداشت گلمحمدی از اواخر اردیبهشت در گیلان آغاز و تا بیستم خردادماه ادامه دارد؛ محصول عمده گلمحمدی، گلاب، اسانس و گلبرگ خشک است که از آنها در صنایع دارویی، عطرسازی، فرآوردههای بهداشتی، آرایشی و صنایع غذایی استفاده میشود؛ مصارف دارویی آن بیشتر در درمان دردهای روماتیسمی، قلبی، تقویت اعصاب و معده و رفع بعضی از سردردها بوده و در تهیه شربت مربا و در صنایع شیرینیسازی و تهیه بستنی نیز استفاده میشود.

بعد اولین حضور در سال ۹۰ در این روستا تا به امروز با پیشرفت تولید و افزایش باغات گلمحمدی در این روستا و رونق اقتصاد روستایی با چند بوته گلمحمدی این شعر را برایمان تداعی کرد: رازی ست از خدا، آنجا که عطر گل نوای حضورش را در گوش جان میخواند، و رنگ رز سفید در هر گوشهای از گیلده با عطر دلانگیز گلاب و گلمحمدی استشمام میشود شما هم دلت میخواهد بارانی از گلاب حاصل دست مردمان این روستا بر سرت ببارد.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم tasnimnews










































































































































