روایت دیداری که دلها را لرزاند؛ آذربایجان ایستاد، آقا «پدرانه» حکم داد
روایت دیداری که دلها را لرزاند؛ آذربایجان ایستاد، آقا «پدرانه» حکم داد

دل‌ها لرزید وقتی آقا آمد؛ هم از اقتدار گفت، هم از عفو؛ دیداری که آذربایجان را دوباره در قلب تاریخ نشاند.

استانها

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، ساعت هنوز به شروع رسمی دیدار مانده اما حسینیه امام خمینی(ره) جای سوزن انداختن نیست. امسال هوا و فضای حسینیه فرق دارد؛ سنگینی حوادث اخیر و آن «کودتای تروریستی» شکست‌خورده، بغضی در گلوی جمعیت انداخته که منتظر یک اشاره است تا ببارد.

اینجا صف‌بندی‌ها رنگ باخته؛ از محاسن‌سفیدهای هیئتی تا جوانانی با ظاهری متفاوت که شاید در خیابان قضاوتشان کنیم، همه شانه‌به‌شانه نشسته‌اند. وجه مشترک همه، چشم‌های دوخته شده به پرده‌ آبی رنگ و دلی است که برای «آقا» می‌تپد.

لحظه ورود رهبر انقلاب، انفجار نور و صداست. جمعیت یک‌پارچه قیام می‌کند. در میان شعارهای همیشگی، ناگهان یک شعار کوبنده و جدید فضا را پر می‌کند؛ شعاری که پاسخ محکم تبریز به تحرکات اخیر سلطنت‌طلبان در حوادث تروریستی است: «آذربایجان شرف‌دی؛ پهلوی بی‌شرف‌دی».

آقا با لبخند و دست تکان دادن، به این غیرت و هوشمندی پاسخ می‌دهند. ایشان در همان ابتدای سخن، آب پاکی را روی دست همه ریختند و فرمودند: این دیدار، یک دیدار متفاوت است.

اشک‌های بی‌صدا و نجوای ترکی

کنارم مرد مسنی نشسته که چین و چروک صورتش روایتگر سال‌ها زحمت است. تمام مدت دستش روی سینه است و ریز ریز اشک می‌ریزد. زیر لب با لهجه غلیظ ترکی نجوا می‌کند: «آقا جانیم سنه قربان…» (آقا جانم به فدایت). این اشک‌ها سیاسی نیست، جوشش خون غیرت است که در رگ‌های آذربایجان جریان دارد.

معادله ناو و موشک؛ تهدید در برابر تهدید

رهبر انقلاب در بخش تحلیل نظامی، با صلابت حیدری، محاسبات دشمن را بهم ریختند. وقتی صحبت از تهدیدات آمریکا شد، ایشان با لحنی که دل‌ها را قرص می‌کرد، فرمودند: «برخی می‌گویند ناو هواپیمابر آمریکا خطرناک است؛ بله، اما آن سلاحی که این ناو را غرق خواهد کرد، از آن خطرناک‌تر است.» این جمله، تکبیر را در حسینیه منفجر کرد. پیام واضح بود: دوران بزن و در رو تمام شده، حتی روی دریا.

حکم حکومتی پدرانه؛ فریب‌خوردگان هم «شهید» هستند

اما اوج سخنان رهبر انقلاب، آنجایی بود که مرزهای محبت پدری را جابجا کردند. ایشان با اشاره به حوادث و کودتای تروریستی اخیر، برای اولین بار دسته‌بندی جدیدی از شهدا ارائه دادند که اشک را از دیده خیلی‌ها جاری کرد.

ایشان شهدا را به سه دسته تقسیم کردند: جوانان مدافع امنیت (بسیج، سپاه و انتظامی) که سینه سپر کردند؛ مردم بی‌گناهی که در مسیر زندگی روزمره قربانی شدند و گروه سوم؛ کسانی که شاید بسیاری انتظارش را نداشتند.

آقا فرمودند: برخی فریب‌خوردگانی که به خیابان آمده بودند تا علیه نظام شعار دهند اما توسط عوامل جاسوسی آمریکا و اسرائیل کشته شدند.

رهبر انقلاب با قاطعیتی که بوی رحمت می‌داد تأکید کردند: «همه این‌ها شهید محسوب می‌شوند.» این یعنی آغوش نظام حتی برای فرزندی که فریب خورده و در زمین دشمن بازی کرده اما جانش را از دست داده، باز است.

نامه‌های پشیمانی و عفو عمومی

فراز پایانی این روایت، داستان «توابین» بود. رهبر انقلاب پرده از نامه‌هایی برداشتند که به دستشان رسیده است. نامه‌هایی از جوانانی که در این حوادث بازداشت نشده‌اند و آزادند، اما وجدانشان بیدار شده است.

ایشان فرمودند: «برخی جوانان نامه نوشتند و طلب حلالیت کردند؛ نوشته‌اند ما فریب خوردیم و به خیابان آمدیم اما الان می‌فهمیم اشتباه کردیم.» لحن رهبری در اینجا سرشار از رأفت بود، انگار پدری که خطای فرزند نوجوانش را نادیده می‌گیرد تا او به خانه برگردد.

دیدار تمام شد، اما مردم تبریز با کوله‌باری سبک‌تر برمی‌گردند. آن‌ها امروز دیدند که رهبرشان، مقتدرتر از ناوهای آمریکا و مهربان‌تر از تصورات، ناخدای این کشتی است.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]