دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی در یادداشتی عنوان کرد: امروز، فراتر از یک فتنه، ما شاهد نبردی تمدنی هستیم؛ نبردی میان حقیقت و تحریف، میان ایمان و تزویر، میان استقلال و وابستگی.
یادداشت مهمان؛ محمد علی امانی، دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی؛ تحولات و حوادث ماههای اخیر بار دیگر ماهیت واقعی رویارویی دشمنان با ملت ایران را آشکار کرد. آنچه در خیابانهای برخی شهرهای کشور رخ داد، صرفاً یک سلسله اعتراض و آشوب پراکنده نبود؛ بلکه بخشی از یک طراحی چندلایه امنیتی و شناختی بود که با هدف فرسایش آرام و مستمر انسجام ملی جمهوری اسلامی ایران پیریزی شده بود. چنانکه رهبر معظم انقلاب اسلامی بهدرستی فرمودند: «آنچه اتفاق افتاد، چیزی شبیه به یک کودتا بود.» کودتایی پر از رسانه، دروغ، تحریف و سرمایهگذاری روانی بیسابقه.
در ظاهر، تحرکات اخیر از دل برخی مطالبات و نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی سر برآوردند، اما روند حوادث بهخوبی نشان داد که صحنهگردانان اصلی، از ابتدا بهدنبال «ناامنی پایدار» بودند نه «اصلاح و گفتوگو». این بار نیز الگوی آشنایی تکرار شد: اعتراض، بهسرعت از خاستگاه اجتماعی خود جدا شد، شبکههای هدایتکننده فعال شدند، خشونت سازمانیافته جای بیان مدنی را گرفت و میدان، به دست گروههایی افتاد که ماهها و شاید سالها برای چنین روزی تجهیز شده بودند. هدف، بیثباتسازی روانی جامعه بود؛ مقدمهای برای شکستن اقتدار ملی و ترسیم تصویری بحرانی از ایران در جهان.
چنین الگو و سناریویی تازه نیست. در سوریه، عراق و لیبی نیز مخالفان ظاهرالصلاح در آغاز مسیر، روبهروی نظامهای سیاسی ایستادند، اما اندکی بعد، به پروژههای نظامی-اطلاعاتی خارجی بدل شدند. تفاوت ماجرا در ایران، در سطح دشمن و عمق هدف است؛ ایران نه کشوری پیرامونی، بلکه قدرتی هویتساز در منطقه است.
از اینرو، دشمن بهدنبال فروپاشی فروکاهنده و فرسایشی از درون بود، نه جنگی مستقیم از بیرون. او التهاب را به درون ذهن مردم پرتاب کرد تا واقعیت را با ادراکات مصنوعی جایگزین کند. جنگ شناختی دشمن، همان جنگی که رهبر انقلاب بارها به آن هشدار دادهاند، اینبار با ابزارهای پیچیدهتری پیش رفت. از شبکههای اجتماعی تا هوش مصنوعی، همه در خدمت وارونهسازی واقعیتها قرار گرفتند. دستگاه تبلیغاتی غرب، با شعار دفاع از حقوق بشر و زن، سعی در کمرنگ کردن حقیقت خشونت علیه مردم، سوزاندن قرآن، آتشزدن مساجد، و حمله به نیروهای حافظ امنیت داشت. بدینترتیب، روندی که در ابتدا رنگ اعتراض داشت، اندک اندک به عملیات تهاجمی علیه نمادها و هویت دینی و ملی ملت ایران تبدیل شد.
این رویدادها بهروشنی نشان دادند که دشمن، از مسیر رسمی جنگ گذشته و وارد مرحلهای نوین– یعنی «جنگ در ذهن انسان ایرانی» شده است. هدف نهایی این جنگ، جایگزینی نارضایتی سازنده با بیاعتمادی ساختاری است؛ بیاعتمادی میان مردم و نظام، میان نسلها، میان ایمان دینی و حس ملی.
در این جنگ، هر پیام، تصویر یا شایعه میتواند نقش یک گلوله را ایفا کند، اگر جامعه در برابر آن بیسپر بماند. اکنون بیش از هر زمان دیگر، ضرورت دارد نخبگان، رسانهها و دانشگاهها با درک عمق این تهدید، در میدان تثبیت هویت ملی و دینی قدم بردارند. دشمن به دنبال آن است که میان ملت و نظام، فاصله بیندازد؛ اما تجربه انقلاب اسلامی نشان داده هرگاه این ملت در معرض توطئهای فراگیر قرار گرفته، وحدت و ایمانش از همیشه درخشانتر شده است.
فتنه اخیر نیز از این قاعده مستثنا نبود. این فتنه شبه کودتای دشمن در برابر آگاهی مردم، ایمان دینی، و هدایت حکیمانه رهبر انقلاب، شکست خورد. این بار نیز همانگونه که ایشان فرمودند، دشمن «اشتباه محاسباتی» کرده است. چرا که انقلاب اسلامی تنها یک حکومت سیاسی نیست، بلکه حقیقتی زنده در وجدان ایرانی و اسلامی است؛ حقیقتی که هر حملهای علیه آن، به بازتولید قدرت و وحدت بیشتر ملت میانجامد.
امروز، فراتر از یک فتنه، ما شاهد نبردی تمدنی هستیم؛ نبردی میان حقیقت و تحریف، میان ایمان و تزویر، میان استقلال و وابستگی. و در این نبرد، پیروزی با ملتی است که تجربه کرده هرگاه در صف ایمان بایستد، کودتا هم رنگ میبازد.
- نویسنده: مهر نیوز mehrnews

































































































